خانه / فاطمه امامی

فاطمه امامی

یک جای دیگر

وقتی آن روز صبحِ شهریور، بابا زنگ زد و گفت یک خانه‌‌ی دیگر هم هست، حامد رفته بود بنگاه تا قول‌نامه‌ی خانه‌‌ی رو به باغ ملی را امضا کند. خانه‌‌ی خوبی بود ولی سر این‌که می‌تواند خانه‌‌ی ما باشد یا نه، خیلی دل‌‌دل کرده بودیم. من در مورد همه‌‌ی قسمت‌‌هایش فکر کرده بودم و یک هفته‌‌ی تمام، روز و شب …

ادامه نوشته »