خانه / ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی

افسانه‌ها میدان عشاق بزرگند

بدون تردید، شعر فارسی در ۳ـ۲دهه اخیر، به شکل قابل‌توجهی شاهد فراگیری چیره‌وار «عاشقانه»‌ها بوده است؛ رخدادی که با اندکی دقت و تحلیل بی‌طرفانه، می‌توان ریشه‌هایش را در تغییرات زیست فردی و اجتماعی ما جست و دریافت. فارغ از اینکه این چیرگی و فراگیری تا چه حد می‌تواند نشانه‌ی رستگاری یا ناکامی شعر معاصر فارسی باشد، بد نیست در همین …

ادامه نوشته »

خیس‌شدن زیر بارانی که نمی‌بارد

آدمی از ازل، مثل هر موجود دیگری در هستی، بیش و پیش از هر کار دیگر، به دنبال تامین نیازهایش بوده و همواره تلاش کرده که تا جایی که می‌تواند، به خواسته‌هایش دست یابد و البته به دلیل اینکه توانستن‌هایش لایتناهی نیست، از راه‌های مختلفی به خواستن‌های خود پاسخ داده است. این تلاش در وهله‌ی اول، برای به‌دست‌آوردن نیازهای حیاتی …

ادامه نوشته »

تنها در ابعاد

سال۱۳۸۳ اولین مجموعه‌ی سپیدهای رسول معرک‌نژاد (به همراه یک غزل) با نام «دست در موهای آینه»(شعرهای ۱۳۷۶ ـ ۱۳۸۲) از سوی انتشارات نقش مانا منتشر شد؛ مجموعه‌ای با ۲۴اثر در ۴۸صفحه از کسی که نقاش، ویدئوآرتیست، عکاس، پژوهشگر هنر و اسطوره و… هم هست. در این مجموعه، تجربه‌های تجسمی و تصویری معرک‌نژاد به گونه‌ای به سروده‌هایش آمیخته است که حتی …

ادامه نوشته »

یک سال و دو ماه بعد…

اتوبوس از آخرین عوارضی کاشان ـ اصفهان هم گذشته بود و هنوز نمی‌دانستم که می‌خواهم در شعرخوانی‌ای که باید نرسیده به ترمینال کاوه راهی‌اش شوم، چه بخوانم؛ نه که بین انتخاب‌های بسیار گیج شده باشم؛ نه! از درد بی‌چیزی گرفتار «چه کنم؟» بودم. راستش مدت‌هاست که دوست دارم به همه بگویم: «لطفا در جلسات و نشست‌های خصوصی و… به من …

ادامه نوشته »

لحظه در تور حضور است

با سپاس بسیار از همراهی‌های محمدحسین عباسی قرارمان ساعت ۱۰صبح است. با همان شوق همیشگی و با حال‌وهوای یک دانش‌آموز همیشه‌وقت‌شناس که این بار ده‌دقیقه‌ای دیر کرده و هول‌تر شده، تمام تلاشم را می‌کنم که هر چه زودتر برسیم. بهمن رافعی برای همه‌ی شاگردانش در ادبیات، همیشه تمثال یک «شاعرـ‌ معلم» است؛ آگاه و البته جویا، مهربان و البته جدی، …

ادامه نوشته »

هم‌راه جاده‌های روان

غزل معاصر در دو سه دهه‌ی اخیر، فرازونشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت چنین وضعیتی ـ چه به لحاظ گوناگونی و چه از منظر سرعت تغییرات ـ در تاریخ ادبیات فارسی بی‌سابقه است. با توجّه به این‌که در این درآیه، فرصتی برای پرداختن به جریان‌های واپس‌گرا در غزل امروز نیست، صرفاً به نحله‌های تازه‌جویانه و …

ادامه نوشته »

شاید به بهانه ادبیات

چند درصد؟ به قول قدیمی‌ها پیچ رادیو باز است و گوینده دارد از «برپایی بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی کشور» خبر می‌دهد: نمایشگاه کتاب تهران. بلافاصله به فکر فرومی‌روم و چند بار در ذهنم تکرار می‌کنم «بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی کشور». بعد هم قاعدتا به این پرسش می‌رسم که «آیا واقعا نمایشگاه کتاب تهران، بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی سالانه‌ی ماست؟». حتی از صفت «بزرگ‌ترین» …

ادامه نوشته »

شاید به بهانه ادبیات

درست یادم نبود چه سالی بوده (البته روز و ماهش را مطمئن بودم؛ چون آن اتفاق فقط یک بار افتاد؛ به مناسبت سالگرد انتشار روزنامه همشهری. پیشنهاد دادم که یک صفحه از ویژه‌نامه سالگرد را به نظرسنجی از اهالی هنر و ادبیات اختصاص بدهیم و پذیرفته شد.

ادامه نوشته »