خانه / old.alefyaa (صفحه 2)

old.alefyaa

از آدم بی‌‌‌اصول می‌‌‌ترسم

احمد غلامی را برخی به واسطه‌ی کتاب‌هایش «این وصله‌ها به من می‌چسبد» و «آدم‌ها» می‌شناسند و برخی دیگر با سردبیری روزنامه‌ی شرق او را به خاطر می‌آورند. هم داستان‌نویس و هم روزنامه‌نگار. نویسنده‌ای که با روایت‌های داستانی‌اش هم برگزیده‌ی جایزه‌ی گلشیری شده و هم عنوانِ کتابِ سالِ شهید غنی‌پور را به خودش اختصاص داده است. غلامی یازده سال دبیری هیات …

ادامه نوشته »

قصه‌‌‌‌گوی خوبی‌‌‌‌ام

شما از یزدی‌‌‌‌هایی هستید که دسته‌‌‌‌جمعی به مشهد آمدند؟ یزدی هستم و سال ۱۳۴۶ کنکور دادم و در دانشگاه مشهد قبول شدم. آن زمان در یزد، دانشگاه نبود. سال ۴۶ در تمام کشور ۶ -۷ دانشگاه در ۵ شهر بود؛ تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز. دانشکده‌‌‌‌های مختصری هم از صنعت نفت در اهواز بود. جای دیگری دانشگاه نبود؛ حتی …

ادامه نوشته »

قصه خنده‌ها و گریه‌ها

دقیقاً یادم نمی‌آید دکتر محمد حسین پاپلی یزدی را از چه سالی شناخته‌ام، اما این را به یاد دارم که وقتی از آغاز سال ۱۳۶۰ تصمیم گرفتم روی قنات‌های ایران و جهان کارهای فنی و علمی انجام دهم، اسم دکتر پاپلی در مقاله‌ها و مباحثه‌های شخصی درباره قنات بارها به گوشم خورده است. از اسم کتاب خوشم نیامد وقتی برای …

ادامه نوشته »

شازده چهار هزار ساله!

پیرمرد تاکسی را نگه می‌دارد و به دختر می‌گوید: «آخر همین کوچه را که می‌بینی، می‌رسی به میدون.» دختر با هزار ادا و اطوار کیفش را روی دوشش می‌گذارد و بعد از باز کردن در تاکسی می‌گوید: -من گفتم میدون هفت تیر، شما هم گفتی سوار شو. این‌جا که میدون هفت تیر نیست. -چند قدم بیشتر نیست. شما جوونی ماشالله. …

ادامه نوشته »

هوای روایت جنگ، مرارت زنان

 محمد کشاورز، محمد حنیف و مصطفی جمشیدی، داوران بخش داستان کوتاه دهمین دوره جایزه‌ی ادبی جلال با اعلام پنج اثر راه یافته به مرحله داوری در این بخش نشان دادند ظاهرا در این دوره به نقش مجموعه شخصیت‌های ساخته و پرداخته شده در داستان‌ها توجه زیادی داشته‌اند. در کنار اسم فریبا وفی و محسن عباسی که هرکدام صاحب چند اثر …

ادامه نوشته »

بی‌باد، بی‌پارو

اگر در آثاری چون سیاحتنامه ابراهیم‌بیگ زین‌العابدین مراغه‌ای موج مهاجرت ایرانیان در اواخر دوره قاجاریه انعکاس یافته، در سال‌های اخیر نیز ادبیات داستانی فارسی شاهد آثاری‌ست که بیانگر پدیده‌ای مشابه است. مجموعه دوازده داستان بی‌باد، بی‌پارو[۱] نوشته فریبا وفی از جمله این داستان‌ها شمرده می‌شود. گذشته و  خاطرات عموماً تلخ چون دوالپایی بر دوش بسیاری از شخصیت‌های محوری این مجموعه …

ادامه نوشته »

خانه کوچک ما

خانه‌ی کوچک ما[۱] مجموعه دوازده داستان از داریوش احمدیست. موضوع این آثار اجتماعی‌ست و نویسنده ضمن انتخاب روش واقع‌گرایانه برای بیان اغلب داستان‌ها و فراواقع‌گرایی برای برخی داستان‌ها، مسائل انسان مدرن و البته هنوز پایبند به سنتهای بومی را در گذار از جامعه سنتی نشان داده است. مشخصه‌های مشترک این داستان‌ها عبارتند از: تشخص جغرافیا، فرهنگ بومی، رفاقت و مهر …

ادامه نوشته »

سنگ یحیا

نه داستان از مجموعه داستان سنگ یحیا[۱] نوشته خسرو عباسی خودلان با موضوع جنگ تحمیلی نوشته شده‌اند. اما در اغلب این داستان‌ها از جنگ رو در رو کمتر سخن به میان می‌آید. حتی در داستان به وقت بابل که داستان از منظر نگاه جسد یک شهید ایرانی روایت می‌شود، عراقی‌ها غالباً در زندگی نشان داده می‌شوند تا جنگ: «پیرزن دست …

ادامه نوشته »

بی‌وزنی

بی‌وزنی[۱] مجموعه‌ای‌ست از هفت داستان. موضوعات هر هفت اثر اجتماعی هستند. نویسنده داستان‌هایش را با شیوه واقع‌گرایانه نوشته و در خلال این داستان‌ها، تصاویر متنوعی از زندگی مردمان طبقه متوسط را پیش روی خواننده خود قرار داده است. تصاویریی از زندگی زنان و مردانی که به درک مشترکی از زندگی نرسیده‌اند، دختران جوانی که جاذبه نئون آنها را از خانواده …

ادامه نوشته »

اسم شوهر من تهران است

شاید در اولین نگاه، مجموعه داستان اسم شوهر من تهران است[۱]، نوشته زهره شعبانی به اشتباه اثری ناتورالیستی تلقی شود. زیرا نویسنده در اغلب نه داستان این مجموعه، پلشتی‌های جامعه را نشان داده است، اما دوری نویسنده از رکاکت کلام و امیدی که در نهایت در روح داستان دمیده، اشتباه بودن این تلقی را به وضوح نشان می‌دهد. با این …

ادامه نوشته »

ملاصالح؛ سرگذشت مترجم اسرای ایرانی در عراق

به روایت: رضیه غبیشی بیست و سه مرد از کوچه و پس کوچه های شهر آبادان گذشتند و جلوی در آهنی خانه ای ایستادند و زنگ در به صدا درآمد. مردی با قدی متوسط و سیه چرده که میانسال بود در را باز کرد و بعد از کمی مکث، در آغوش بچه ها جا گرفت؛ این بیست و سه مرد …

ادامه نوشته »

آنک پاریس: هنر را شکرپاره

به روایت میرجلال الدین کزازی آنک پاریس، تصویری از پاریس به نگاه و قلم مردی است که چنین خلق و خویی دارد: «هنگامی که روزنامه‌ای را بر دکّه‌ی روزنامه فروشی می‌نگرم، واپسین سرنام‌هایی که می‌بینم درشت‌ترین آنهاست. این رفتار که شاید نابهنجار نیز می‌تواند نمود، از آنجاست که درشت‌ترین سرنام‌ها آنهاست که به رخدادهای سیاسی روز بازمی‌گردد و من بیش در …

ادامه نوشته »