خانه / الفیا

الفیا

قصه خنده‌ها و گریه‌ها

دقیقاً یادم نمی‌آید دکتر محمد حسین پاپلی یزدی را از چه سالی شناخته‌ام، اما این را به یاد دارم که وقتی از آغاز سال ۱۳۶۰ تصمیم گرفتم روی قنات‌های ایران و جهان کارهای فنی و علمی انجام دهم، اسم دکتر پاپلی در مقاله‌ها و مباحثه‌های شخصی درباره قنات بارها به گوشم خورده است. از اسم کتاب خوشم نیامد وقتی برای …

ادامه نوشته »

شازده چهار هزار ساله!

پیرمرد تاکسی را نگه می‌دارد و به دختر می‌گوید: «آخر همین کوچه را که می‌بینی، می‌رسی به میدون.» دختر با هزار ادا و اطوار کیفش را روی دوشش می‌گذارد و بعد از باز کردن در تاکسی می‌گوید: -من گفتم میدون هفت تیر، شما هم گفتی سوار شو. این‌جا که میدون هفت تیر نیست. -چند قدم بیشتر نیست. شما جوونی ماشالله. …

ادامه نوشته »

جشن تولد الف‌یا

–           می‌شه کسی از خستگی بمیره؟ –           نه.خیالت راحت. بگیر بخواب.   خواب می‌مانم و به قطار قم – ‌تهران نمی‌رسم. اتوبوس نیست. تبعات اربعین… پارسال هم تمام اتوبوس‌های اصفهان رفته بودند مهران.کلی اشک ریختم تا یک راننده دلش برایم سوخت و به قم رساندم.   به سختی رسیدم تهران و به راحتی رسیدم مصلی. از متروی بهشتی بیرون می‌آمدی؛ …

ادامه نوشته »

معارفه‌ای بر بزرگداشت قاسم هاشمی‌نژاد

خوش آمدید به آیین گرامیداشت استاد بزرگ، قاسم هاشمی‌‌نژاد. ما اینجا دور هم جمع شده‌‌ایم تا وام این مرد بزرگ را دست کم تا اندازه‌‌ای بگزاریم. بنا بود بنده این مراسم را در آستانه‌‌ی اولین سال رهسپاری استاد برگزار کنم، اما «چنان که افتد و دانی» اتفاق میسر نشد تا که دوست و برادر نازنینم محسن آزرم آقای دکتر حسینی …

ادامه نوشته »

دیوارهایِ تمدنِ گفت‌و‌گوها

تا همین حالا، اگر ابراهیم حامدیِ خلیجِ فارس و فائقه و دوتا خواهری که در گورستانِ وست‌وود دفن شده‌اند را بگذاریم کنار-که گذاشته‌ایم هم- بهترین آهنگ‌هایِ پاپِ این مملکت را انقلابیونِ ۵۷ خوانده‌اند؛ آهنگ‌هایی که صدا و سیما به غلط می‌پندارد در کمتر از چهل‌سال کهنه شده‌اند. به تعبیرِ امام، «او» فکر می‌کند که می‌تواند با یکی دوتا نماهنگ از …

ادامه نوشته »

رنج

پاییزی که گذشت دانشگاهی به یک نشست ادبی برای سخنرانی دعوتم کرد، تا از کتابم بگویم و از وبلاگ. برای دانشجوها از روایت گفتم. از بیرون کشیدن هزار هزار قصه‌ی تاریک و روشن از اعماق‌ قلبم، هزارتوی وجودم و تمام وجودم. برایشان از معنایی که آیه‌ی «من همراه قلب‌های شکسته‌ام» درزندگی‌ا‌م دارد، گفتم. از قلب شکسته‌ام. از خدایی که همراه …

ادامه نوشته »

نقد شعرِ با گزاره‌های عاطفی و رؤیایی

اگر دانشمند زیست‌شناس بگوید «کلاغ پرنده نیست؛ زیرا من کلاغ را دوست ندارم و قناری را دوست دارم»، هیچ‌کس حرف او را به عنوان حرف علمی نمی‌پذیرد. زیرا عواطف و پسند شخصی خود را در بیان علمی وارد کرده است. حالا اگر همان دانشمند بگوید «پرنده باید زیبا و خوش‌رنگ و خوش‌آواز باشد و چون کلاغ این مشخصات را ندارد، …

ادامه نوشته »

دوباره شعر بخوانیم (۱)

در این سلسه نوشته‌ها که ان شاءالله اگر عمری باشد و فراغتی، هر هفته یکی به خدمتتان عرضه خواهد شد، شعرهایی از شاعران امروز را با هم می‌خوانیم. نویسنده مدعی نیست که مقصود و منظور شاعر را کشف کرده است و آنچه می‌نویسد دقیقاً همان چیزی است که منظور نظر شاعر بوده است؛ اتفاقاً در این نوشته‌ها برآنیم که شعرهای …

ادامه نوشته »

بالاتر از ایده

دوگانه‌های زیادی در داستان زندگی «ابوالعاص» و «زینب» وجود دارد؛ عشق و ایمان، عشق پدر به دختر، ایمان دختر به پدر و عاشقانه‌های زن و شوهر؛ علاوه بر این تم‌ها که هر کدام برای نوشتن یک رمان کافی‌ست، موقعیت و بستر اجتماعی و زمانه‌ای که داستان در آن اتفاق افتاده است نیز، هر لحظه آبستن حادثه‌ای بوده. شوهر به زن …

ادامه نوشته »