خانه / یادداشت (صفحه 3)

یادداشت

ترانه‌ی رپ و روایتی که به دیوار می‌خورد

وقتی مطلب «جای خالی روایت در ترانه‌ی فارسی» را می‌نوشتم، به هیچ وجه به روایت‌های فراوان و نسبتا متنوعی که در ترانه‌های رپ فارسی می‌شنویم اشاره نکردم. می‌خواهم در این یادداشت توضیح بدهم که چرا. آنجا گفتم که روایت‌های برآمده از حافظه‌ی رویدادی بر خلاف روایت‌های روندی می‌توانند قلاب حفظ مخاطب باشند. اما روایت‌هایی که در ترانه‌ی رپ می‌شنویم – …

ادامه نوشته »

تحلیل و نقد گفتمان تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئلۀ شر

چکیده: مهمترین تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئله شاهد محور شر عبارتند از تئودیسه‌های «اختیار»، «پرورش روح»، «خلوص»، «تسلیم و وابستگی به خدا»، «مکافات و هشدار»، «جبران» و «قدردانی». به الگوی فکری حاکم بر این تئودیسه‌ها «گفتمان تئودیسه» می‌گوییم. گفتمان تئودیسه‌ها از جهات مختلف فلسفی قابل انتقاد است. در این مقاله انتقادهای گوناگون به گفتمان فلسفی تئودیسه‌ها را استخراج، صورت …

ادامه نوشته »

ده عامل مشترکی که فیلم‌نامه‌ها را برنده می‌کند

  همه‌ی کسانی که پا به دنیای پررمزوراز نویسندگی می‌گذارند، اغلب با این سؤال درگیر هستند که چه چیزی باعث می‌شود که نوشته‌ای بهتر از نوشته‌ی دیگر باشد و بنیاد یک نوشته‌ِی خوب چیست. چرا داستانی که فلان نویسنده تعریف می‌کند از داستانی که من تعریف می‌کنم جذاب‌تر است؛ درحالی‌که هر دوِ ما به ظاهر درباره‌ی یک ماجرا صحبت می‌کنیم. …

ادامه نوشته »

خطای تراژیک بوهادوز و لذت تراژیک ما

چه بسیار کسانی که همچون من در میانه‌ی آن هیاهوی شبانه و آن‌همه فریادهای شادمانه، به عزیز بوهادوز فکر می‌کردند و زخمی که خودش بر تنش زده بود، شماره‌ی بیست، هم او که در دقیقه‌ی ۹۵ «گل به خودی»اش بعد از بیست سال باعث شد که طعم پیروزی را در جام جهانی بچشیم. فکر می‌کردم به دریغی که یک نفر …

ادامه نوشته »

جنبش‌ها، بیانیه‌ها و انحصارطلبی: مقدمه‌ی مختصرِ مختص امروز

همه‌ی جنبش‌ها به دست اقلیت و یا به سود اقلیت به پا خاسته‌اند. بیانیه‌‌ی کمونیسم هیچ روش منحصرانه‌ای برای حقیقت‌جویی وجود ندارد. بیانیه‌‌ی سورئالیسم   اولین جمله‌ی مانیفست چنین است: «شبحی بر اروپا سایه‌افکنده؛ شبح کمونیسم و تمام قدرت‌های کهنه‌ی اروپا از پاپ و تزار تا تندورهای فرانسوی و رژیم پلیسی آلمان برای تاراندن این شبح اتحاد مقدسشان را تشکیل …

ادامه نوشته »

«شیزوفرنی، درست همانطور که گفته بود»

«شیزوفرنی درست همانطور که گفته بود»، عنوان فصل ششم کتاب «مرشد و مارگاریتا» است. اما چرا باید بگوید شیزوفرنی؟ و اصلا او کیست که گفت شیزوفرنی؟ و اصلا شیزوفرنی چیست؟ بگذارید از قبل‌ترش بگویم؛ یعنی بعدترش. وقتی که همهی سرها از در و پنجرهی خانه‌ها بیرون آمده و همه از «رویداد» سخن می‌گویند. از اتفاقی که به تازگی افتاده و …

ادامه نوشته »

بیایید حرف بزنیم

ادبیات به اسطوره‌سازی و قدسی سازی و قدیس پروری نیاز ندارد. از نیازِ نداشته هم که بگذریم چنین سودای ناسخته و رؤیای خامی تحقق‌پذیر نیست. سودازدگان یکی دو قرن دیر به نخ تاریخ کوک خورده‌اند. آنان که ردای آسمان را قرن‌ها به دوش داشتند سال‌هاست که روی خاک زمین آکادمی‌ها و پژوهشگاه‌ها سر به بالین می‌گذارند. چه رسد به آنان …

ادامه نوشته »

شازده احتجاب و برخی نقدها

عظمت نوشتار هوشنگ گلشیری ـ و واژه‌ی عظمت در این‌جا تعبیر به‌حقی است ـ امروز دیگر این نام را، این مولف را، به یکی از رازآمیزترین نویسندگان ادبیات داستانی معاصر فارسی تبدیل کرده است. البته این مقام، این رازآمیزی و گاهی بهتر است بگویم رازآلودگی، بیشتر از هرکس در ادبیات معاصر فارسی به صادق هدایت تعلق دارد با بوف کور …

ادامه نوشته »

من شاد نیستم

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این‌طورها زیسته‌ام…»[۱] این عبارات  شاید گویاترین جملات برای بیان تصور هوشنگ گلشیری از خودش است. گلشیری خودش را نهنگ می‌دانست و فضای داستان‌نویسی ایران را نه دریا و …

ادامه نوشته »

سایه‌ی سنگین شازده

هوشنگ گلشیری یکی از چهره‌های مطرح ادبیات داستانی ایران است. عده‌ای او را آغازگر داستان مدرن می‌دانند و گروهی دیگر، بعضی از آثارش را پسامدرن تلقی می‌کنند. بنابر بعضی تحلیل‌ها گلشیری جریان داستان‌نویسی را به سمت و سویی جدید هدایت نمود و با تلفیق سنت و مدرنیته، شیوه‌های نوین روایت داستانی را معرفی کرد. در واقع، او اندوخته‌های ادبی و …

ادامه نوشته »

جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی: چهل‌ویک سال بعد

تذکر: این متن یک سخنرانی است برای خوانده شدن در میان عده‌ای علاقه‌مند به ادبیات به مناسبت هیجدهمین سالمرگ هوشنگ گلشیری. امروز می‌خواهم گزارشی را بازخوانی بکنم؛ گزارشی چهل‌ساله، گزارشی که باید یک بار دیگر با امروز هم‌خوان شود. هم خودِ گزارش، هم گزارش دهندهٔ اصلی، هم بررسی اجمالی چهل‌ویک‌ساله‌ای از اصلِ گزارش تا امروز. مسلماً گزارشی برای آدم‌هایی که …

ادامه نوشته »

پیام، دقیق به او رسیده بود؟

«سلام آقای گلشیری عزیز اگر آن‌جایی که هستید، وقت و ساعت از معنا تهی نشده، وقت‌تان به خیر. بالای نامه که می‌خواستم بنویسم سلام آقای گلشیری، دوباره بغضم گرفت. وقتی شماره‌ی ۱۲ ماهنامه‌ی شریف کارنامه منتشر شد، زیر عنوان مجله همین عبارت سلام آقای گلشیری بود که نقش بسته بود. آن شماره در غیاب سردبیرش زیر نظر محمود دولت‌آبادی منتشر …

ادامه نوشته »