خانه / یادداشت (صفحه 4)

یادداشت

کتاب‌‌‌‌شناسی مهم‌‌‌‌ترین آثار هوشنگ گلشیری

«اگر در آبی خُرد نهنگی پیدا شود، راه چاره‌اش گویا این است که آب را گل‌‌‌‌آلود کند تا نبینند که نهنگ است. من، البته اگر نهنگ این آب خُرد داستان‌نویسی ایران باشم، این طورها زیسته‌ام: گاهی سر به دیواره‌ها کوبیده‌ام، چه با کار سیاسی، چه با شرکت در همه‌‌‌‌ی‌ جلسات کانون از ۴۷ تا حالا، چه با مقالاتی در نقد. …

ادامه نوشته »

مشهور، اما نه برای مردم

در نیمه‌‌‌ی اول سال ۱۳۷۹، دو تن از قله‌های ادبیات فارسی درگذشتند؛ یکی از آن‌‌‌ها هوشنگ گلشیری بود که هنوز در میانه‌‌‌ی راه بود. با این حال او از داستان‌نویسان شاخص نسل دوم ایران است که با جسارت از امکانات روایی قصه‌گویی در ادبیات فارسی قدیم بهره می‌گرفت؛ به عنوان نمونه، «جن‌نامه» که رمان‌ترین اثر او دانسته شده، فرم خود …

ادامه نوشته »

مخاطرات هوشنگ گلشیری

سال ۱۳۲۱، سالِ لشگرکشی روسیه به شمال کشور، سالِ قحطی و بلوای نان است. هوشنگ گلشیری در همین سال، وقتی پنج ساله بوده به همراه خانواده به آبادان می‌رود. پدرش از جمله پیمانکاران جزءِ شرکت نفت بود که در ساخت استحکامات و تجهیز پالایش‌گاه‌های نفتی همکاری می‌کرد. در آن زمان خوزستان رفته رفته به بزرگترین مرکز صنعتی، اقتصادی و البته …

ادامه نوشته »

میراث داستانی گلشیری در سازه‌ها و شگردهای رواییِ داستان کوتاه

هیچ موضوعی در داستان فارسی، بخصوص داستان کوتاه دهه‌ی هفتاد و هشتاد، بیش از میراث داستانی گلشیری در داستانِ پس از خودش، محل بحث نبوده است. باری بحث معمولاً بیش از اینکه بر سر مختصات فنی داستان گلشیری باشد، بر سر تاثیر او در محفل‌های ادبی و رابطه‌ی مرید و مرادی در داستان فارسی بوده است. از آن‌جا که او …

ادامه نوشته »

«جن» در داستان فارسی به مثابه‌ی فقر اندیشه

به نظر می‌‌رسد «جوزف نای» در کتاب معروفش «قدرت نرم»، فریب پیش‌‌بینی‌‌های اقتصاد جهانی در حوالی ۲۰۵۰ را نخورده است. به زعم او حتا اگر چین و امریکا و هند، در سی و اندی سالی که در پیش روست قدرت برتر اقتصادی جهان باشند، اروپا همچنان خاستگاهِ قدرت نرم است. چه دارد این اروپا که این‌‌گونه سمج بر مسند اندیشه …

ادامه نوشته »

زوالِ گلشیری

هوشنگ گلشیری در زندگی نه چندان طولانی خود چنان بر ادبیات ایران تاثیر گذاشته است که نمی‌‌‌‌‌توان داستان‌‌‌‌‌نویسی ایران را بی نام او فرض کرد. این تاثیر را می‌‌‌‌‌توان هم از لحاظ فرم و هم نگاه به مباحث مختلف در داستان‌‌‌‌‌های او دید. مهم‌‌‌‌‌ترین اثر او، «شازده احتجاب» را شاید بتوان مانیفستی بر آثار دیگر او نیز دانست. از این …

ادامه نوشته »

مخاطب، جهان گلشیری

تعداد نویسندگانی که در دوره‌های مختلف به دلیل هواداری یا فعالیت از یک حزب یا جریان سیاسی خاص، زندانی یا تحت فشار بوده‌اند در تاریخ ما کم نیست؛ اما از بین آن‌ها کمتر همچون گلشیری قواعد و اصول مشخص و خط­کشی شده‌ای برای جدا کردن ساحت ادبیات و داستان از امر سیاسی و سیاست‌زده بودن، تعریف کرده و تا پایان …

ادامه نوشته »

اگر از ما بنویسند برده‌ایم

حرف زدن از گلشیری جواز می‌خواهد. این ادعای فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیری است. ماهنامه تجربه، فروردین ۹۱  گلشیری را با تیتر «در غیاب پدرخوانده» روی جلد برد. پرونده‌ای مختصر با روایت‌هایی از دوستان و شاگردان گلشیری و روایتی منتشر نشده از دیدار اعضای کانون نویسندگان با امام خمینی به قلم گلشیری. روایتی که طاهری از اساس منکر وجود آن …

ادامه نوشته »

کتاب‌شناسی درباره‌‌‌‌‌‌‌ی گلشیری

درباره‌‌‌‌‌‌‌ی هوشنگ گلشیری زیاده‌ها نوشته‌اند. بیش از ۱۰۰ پایان‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌ی دانشگاهی در پایگاه اطلاعات علمی ایران، «گنج»، درباره‌‌‌‌‌‌‌ی آثار و اندیشه‌های هوشنگ گلشیری ثبت شده است.   «حسن میرعابدینی» در کتاب «صد سال داستان‌نویسی ایران» و در فصل «داستان‌نویسان مدرنیست»، از نویسندگان جنگ اصفهان نوشته است و اینکه هوشنگ گلیشری یکی از سه موسس این حلقه‌‌‌‌‌‌‌ی ادبی در سال ۱۳۴۰ بوده …

ادامه نوشته »

جای خالی روایت در ترانه‌ی فارسی

وقتی ترانه می‌شنویم، نیاز به قلابی داریم که ما را به ترانه جذب کند و پس از جذب همراه ترانه نگه دارد. بداعت و نوآوری می‌تواند قلاب جذب باشد، اما شاید قلاب خوبی برای همراه نگاه داشتن نباشد. از سویی دیگر، امر بدیع خیلی زود بدل به امر مالوف و حتی مکرر خواهد شد. نمونه‌ی امر بدیعی که مالوف و …

ادامه نوشته »

با چه نیتی نقد می‌کنیم؟

پیش‌نوشت: همواره نسبت به این که واژه «ما» را در نوشته‌هایم به کار ببرم، اِبا داشته‌ام ولی دریافتم از همکاری با دوستانم در بنیاد و مجلّۀ ادبی الف‌یا این است که کم‌وبیش می‌توان از این واژه بهره گرفت، با این که من نمی‌توانم تأیید کنندۀ همه رفتارها و نوشته‌ها در بنیاد و الفیا باشم، ولی فکر می‌کنم که هسته سختی …

ادامه نوشته »

مراقب مرگ نارگیلی باشید یا شاید هم نباشید

احسان سردبیر یک مجله‌ی ادبیات داستانی است. او هر ماه با خواهش و تمنای فراوان به نویسنده‌هایی که می‌شناسد زنگ می‌زند، استاد صدایشان می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که بزرگواری‌ای در حق حقیر (یعنی همان احسان) بکنند و داستان جدیدی اگر نوشته‌اند در اختیار مجله‌ی خودشان بگذارند تا خوانندگان هم بهره‌مند شوند. استادها معمولاً یا چیزی ندارند که به او …

ادامه نوشته »