خانه / روایت / آب باریکه/ خداحافظ سبزه‌زار خرم

آب باریکه/ خداحافظ سبزه‌زار خرم

یک گزارش کوتاه از اصفهان و زاینده‌رود

اشاره. دانیال حقیقی به گل نشستن «زاینده‌رود» اصفهان را برای ما روایت کرده است. خواند متنش، به اندازه قدم زدن روی سی‌و‌سه پل طول می‌کشد.

میان اولین و دومین سفر من به اصفهان، بیست و هفت سال فاصله افتاد. در سفر دوم، دغدغه‌ای که من را به اصفهان کشاند، کنجکاوی درباره مسائل اجتماعی بود.

این شهر اکنون با بحران‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند. از جمله افزایش جمعیت و مهاجرت روستاییان، آلودگی هوا و بیکاری. اما مهم‌ترینشان به احتمال زیاد، کم‌آبی یا به تعبیری، بی‌آبی است. زاینده‌رود، که زمانی قلب تپنده‌ی اصفهان بود، امروز چون جای زخمی کهنه، بر صورت شهر خشک شده است.

مناقشه بر سر آب زاینده‌رود از قدیم برقرار بوده است. در برخی از منابع دانشگاهی آمده است که تقسیم آب زاینده‌رود از زمان ورود آریایی‌ها به ایران یک مسأله بوده است. نام قدیم این رودخانه «زرین‌رود» بوده که اردشیر بابکان بر آن می‌گذارد. در دوران جدید، تقسیم آب زاینده‌رود بر اساس سندی در زمان صفویان، که به شیخ بهایی منسوب است، انجام می‌گرفته.

چهار استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کرمان و یزد، کم‌و‌بیش در مناقشه بر سر آب رودخانه زاینده‌رود اختلاف نظر دارند. بخش زیادی از مناقشات، مربوط به بالادست رودخانه است. جایی که سرچشمه رود از آن منطقه می‌آید.  قسمت اصلی سرچشمه زاینده‌رود کوهرنگ در چهار محال و بختیاری است.

کشاورز‌ان کل مناطق مرکزی کشور برای آب‌یاری زمین به این رودخانه وابسته هستند و هرگونه مداخله در تقسیم یا بر هم زدن نظم‌های قدیمی‌تر مسائل زیادی را با خودش به همراه می‌آورد.

وقتی در دور و اطراف کلانشهر اصفهان سفر می‌کردم، متوجه شدم‌ بخش صنعت هم بسیار به این آب وابسته است. شهرهای صنعتی استان اصفهان کم نیستند. زرین‌شهر یا آن‌طور دیگر که می‌خوانندش «شهر زرین»، محل سکونت یک جمعیت شصت‌ هزار نفری است که نیروی کار صنایعی چون ذوب آهن، فولاد، صنایع دفاعی، سیمان سپاهان و دیگر واحد‌های صنعتی پرتعداد را تأمین می‌کند. وضع آب و هوا در این نواحی خوب نیست. هوای زرین‌شهر سنگین است. آسمان آبی نیست. قهوه‌ای سوخته است. به بالای شهر که خیره می‌شوی، حرکت ذرات را به خوبی می‌بینی.

در زرین‌شهر، با صنعت‌کارانی آشنا شدم که در پی تعطیلی بسیاری از واحد‌های صنعتی به مهاجرت از زرین‌شهر در پی بیکاری‌های پدید آمده، جدی‌تر فکر می‌کنند و هر روز هم بر تعدادشان اضافه می‌شود. هرچند همین حالا هم بسیاری از آن‌ها مجبور شده‌اند تا خود به تنهایی برای کار به نقاط دیگر کشور بروند و از خانواده‌هاشان جدا بیوفتند.

غیر از این، زرین‌شهر در گذشته یکی از انتخاب‌های گردش‌گران در استان اصفهان بوده است. در روزهایی نه چندان دور، زرین‌شهر بیشه‌های سرسبزی داشته که امروز مناظرشان دست‌خوش تغییرات بسیاری شده. پیشروی صنایع و شخم خوردن سبزه‌زارها، آسیب‌های جدی به محیط زیست وارد کرده است.

چادگان حوزه‌ی سکونتی دیگری است که دست‌خوش دگرگونی اجتماعی و اقتصادی شده. امروز دیگر دهکده‌ی ساحلی زاینده‌رود که یکی از مجتمع‌های تفریحی این شهر است، به هیچ وجه شبیه روایت‌هایی نیست که از آن بازگو می‌شود. تا گذشته‌ی نه چندان دوری، این‌جا یک شهرک ساحلی سرزنده بوده با شیروانی‌های رنگی آبی و نارنجی که از یک طرف به تپه‌هایی سرسبز می‌رسیده و از سمت دیگر به خط ساحلی زنده‌رود.

فارغ از تمام این‌ها، یافتن سرچشمه‌ی مناقشه‌ی آب در منطقه که طی چند سال گذشته مجددا بالا گرفته، کار چندان ساده‌ای نبود. چراکه داستان‌های مردم‌پسند و شایعات زیادی در این خصوص وجود داشت.

روایت‌های عامه‌پسند بسیاری درباره آب زاینده‌رود وجود دارد. یکی می‌گوید «یزدی‌ها» را بیشتر از «اصفهانی‌ها» دوست دارند و یکی دیگر می‌گوید پارتی‌بازی شده.

تمامی این روایت‌ها، شاید و فقط شاید گوشه‌ای از علت خشکی و کم آب شدن استان باشد. واقعیت این است که هیچ گروه و یا جناح سیاسی _ اجتماعی پشت ماجرای کم‌آبی کمین نکرده است. میزان بارش دارد هر سال کمتر و کمتر می‌شود و مردم و کشاورزان، باید روزهای بیشتری چشم در راه ابرهایی باشند که بیایند تا شاید نمی بر خاک بزنند.

واقعیتی که شاید کمی آزار دهنده باشد این است که حتی اعتراضات جمعی کشاورزان هم نمی‌تواند این واقعیت را بر هم بزند (گفته می‌شود نزدیک به چند ده کشاورز سوار بر تراکتورهایشان ساعت‌ها به نشانه‌ی اعتراض در مرکز اصفهان تجمع کرده بودند.)
همین کشاورزان، در استان اصفهان سالانه ۳۰۰ هزار متر مکعب آب به صورت غرقابی صرف تولید گندم می‌کنند. در بسیاری از مناطق، آب شرب برای آبیاری استفاده شده است. گفته‌اند در بالادست رودخانه اضافه برداشت‌هایی انجام می‌شود. سخت می‌توان شواهدی یافت که نشان از اقدامات غیرقانونی و بی‌اذن و اجازه در اضافه‌ برداشت داشته باشند. اما هر روز در این رابطه شایعاتی دهان به دهان می‌گردد و وارد گفتگو های کوچه و بازار می‌شود.

طرح‌هایی در کوچه و بازار ریخته می‌شود: می‌گویند آب را از یزد بگیرید چون مال اصفهان است. اما طبق نظر بسیاری از کارشناسان دلسوز دانشگاهی که اتفاقا اصفهانی بودند، یزد اگر بی‌آب شود، مردم در آن جا نمی‌مانند و تشنگی را تحمل نخواهند کرد.

آن‌ها مهاجرت خواهند کرد. اولین ایستگاه آن‌ها هم اصفهان خواهد بود، یعنی شهری که در سال ۲۰۱۵ با آن پیمان خواهرخواندگی امضا کرده است. آن‌ها می‌آیند تا همان آب را در اصفهان مصرف کنند. پس احتمال این‌که یزد کم‌جمعیت‌تر و اصفهان پر جمعیت‌تر و پر مصرف‌تر شود، بسیار بالا است.

یکی از این بزرگان که پرفسور سال‌خورده‌ای بود، با جدیت و سرزنش‌آمیز، طوری که گویی نه من، که نسل جوان ایران را خطاب می‌کرد گفت: «نیاکان ما بیش از دویست و پنجاه هزار کیلومتر قنات کنده‌اند. با تیشه و طناب و چرخ چاه. شوخی نیست. اما حالا ما تا گرسنه‌مان می‌شود، به فست‌فود پناه می‌بریم. اصلا عادت کرده‌ایم به فست‌فود، فست مدرک، فست پول، فست راه حل وَوَو…»

مناقشه‌ی زاینده‌رود در صورتی که ادامه یابد نه تنها خود کلان‌شهر اصفهان را درگیر می‌کند بلکه بر مناقشات آبی دیگری هم دامن خواهد زد. به دعوا بر سر آب در شهرهای گرم و خشک دیگری که حتی کیلومتر‌ها از هم فاصله دارند، مانند کرمان و قم، یا خاش و سیرجان.

 

همچنین ببینید

داستان خون خدا/ هشتم؛ صلابت زینب در برابر حاکم جائر

خانم خدیجه آقایی از حضرت زینب روایت می‌کند و تلاوت‌های زیبایش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *