خانه / روایت / داستان خون خدا/ هشتم؛ صلابت زینب در برابر حاکم جائر

داستان خون خدا/ هشتم؛ صلابت زینب در برابر حاکم جائر

اشاره. خانم آقایی از زینب نقل می‌کند و تلاوت‌های زیبایش. 

«الحمدلله رب العالمین، و سلام و درود خدا بر رسول او و آل رسول. راست گفت خدای سبحان آنجا که فرمود: «ثم کان عاقبه الذین اساءو السوئی ان کذبوا بایات الله و کانوا بها یستهزئون.» ای یزید آیا گمان می‌کنی این‌که در کران‌های زمین و افق‌های آسمان بر ما سخت گرفته‌ای و ما را همچون اسیران حرکت می‌دهی، ما نزد خداوند خوار هستیم  و این از کرامت توست؟ تحقیر می‌کنی و به اطرافت نگاه می‌کنی در حالی که شادمان هستی؟ می‌بینی که دنیا به کام توست همه امور هماهنگ وکامیابی برقرار گشته؟ پس آرام  بگیر… آرام. آیا فراموش کرده‌ای قول خدا را که گفت: گمان نکنند اهل کفر اگر به آنها مهلت دهیم برای آنها مایه خیر و خوبی است، همانا به آنها مهلت می‌دهیم که گناه خود را بیشتر کنند و برای آنها عذابی خوار‌کننده است.»

این تلاوت دختر علی‌ست در مجلس پسر معاویه. تلاوت‌های مجلسی بزرگ را  همه می‌شنوند. اصلا راهی برای نشنیدن‌شان نیست. بعضی از این تلاوت‌ها آنقدر عظمت دارند که در گوش همه زمین‌ها و زمان‌ها طنین می‌اندازند. بعضی از این عظمت‌ها همه شنونده‌ها را در گریه غرق می‌کنند. خصوصا تلاوت‌های مجلسی روز واقعه و تلاوت‌های بعد از آن… تلاوت‌های سر و تلاوت‌های صبر…

اولین آیه‌ای از قرآن که نازل شده است‌، «اقرا بسم ربک الذی خلق» است. امر به تلاوت است. تلاوت نوشته‌های خدا در پهنه وجود. و زینب آن قاری ممتاز بین‌المللی‌ست که به قرائت قرآن شرحه شرحه‌ی کربلا برگزیده شده. وه که چه تلاوت‌هایی در گوش زمان و زمین از حنجر دختر علی طنین انداخته است.

آه از آن لحظه‌ای که زینب، بالای سر آیه‌ی ذبح عظیم حاضر شد. دست تمنا را زیر آیات آن بدن صلیب برد و به آسمان رو کرد.  زینب حق قرائت را، با یک دعای حیرت‌انگیز برگزار کرد: خدایا این قربانی را از ما قبول بفرما.

وقتی زینب کبری حالت امام سجاد را در مشاهده بدن‌های قطعه قطعه  دید، دریافت که نفس حضرت به تنگی افتاده و الان است که روح از تنش مفارقت کند، پس برای تسلیت، به روشنی آن چه را بر صفحه روزگاران نیامده قرائت کرد:

«عزیز برادرم تو را چه شده که گویی می‌خواهی جان بدهی، ای باقی مانده از جدم و پدرم و برادرانم. به خدا قسم این پیمانی است از جانب خداوند برای جدت و پدرت. خداوند از گروهی از مردم میثاق گرفته که آنها را فراعنه زمین نمی‌شناسند، در حالی‌که اهل آسمان به خوبی می‌شناسند، آنها این اعضای قطعه قطعه و بدن‌های بدون سر را جمع‌آوری می‌کنند و دفن می‌کنند. در این سرزمین بر قبر پدرت سیدالشهدا پرچمی‌ نصب می‌کنند که هرگز کهنه نمی‌شود و با گذشت شب و روز، محو نمی‌شود. پیشوایان کفر و پیروان گمراهی می‌خواهند آن را محو و بی‌اثر کنند، ولی اثری ندارد مگر افزودن بر علوشان.»

و آیا جمله زینب در مقابله با شمشیر برهنه ابن‌زیاد، خود یک تلاوت اعجاز آور نبود؟ آنجا که فرمود: «علی ابن حسین کشته نمی‌شود مگر آن‌که مرا قبل از آن کشته باشی.»

در جایی دیگر، با تلاوتش‌، با خطبه‌ی غرایش بر کوفیان آیه‌های عذاب نازل کرد. به اشاره‌ای بازار مکاره‌ی هیاهو را به سکوت زنجیر کرد. اشاره‌اش، حتی زنگوله‌های شتران را خاموش کرد. لهیب سوزناکش، هنوز به گوش عالم می‌رسد:

«حمد مخصوص خداست و درود خدا بر پدرم محمد و آل طیب او، اما بعد ای اهل کوفه، ای اهل فریب و نیرنگ! آیا گریه می‌کنید؟ اشک شما خشک مباد و شیون شما آرام مباد. مَثَل شما مَثَل همان پیرزنی است که پس از ریسیدن پنبه‌ها و محکم کردن‌شان، آنها را مجددا پنبه می‌کرد. قسم‌ها را میان خود به بازی گرفته‌اید. وای بر شما کوفیان آیا مردان‌تان ما را می‌کشند و  زنانتان بر ما گریه می‌کنند؟ مدح در میان شما برای چیزهایی که وجود ندارند جاری می‌شود و فجور و بغض و عجب و غرور و تملق ذلت‌بار در میان‌تان رایج است. نفس شما، شما را بر سخط وادار کرد. آیا گریه و شیون می‌کنید؟ به خدا قسم بسیار گریه کنید و کم بخندید که‌ این عار را نمی‌توانید بشوئید. آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا دریدید؟ چه کریه‌ای آشکار کردید؟ چه خونی ریختید؟ چه حرمتی هتک کردید؟ به تحقیق امری بسیار زشت مرتکب شدید که آسمان می‌خواهد پاره شود و زمین شکافته شود و کوه‌ها فرو بریزد! همانا حفره‌های زمین و جایگاه آسمان را از زشتی پر کردید! آیا تعجب می‌کنید که آسمان خون ببارد و هر آینه عذاب آخرت ذلت‌بارتر است و یاری نخواهید شد. مهلت دادن خداوند شما را نفریبد که مبادرت کردن برای او سخت نیست و از فوت شدن نمی‌ترسد. بدرستی که پروردگار شما در کمین‌گاه است.»

اما کمال تلاوت بانو، آنجاست که تاریک‌ترین مردم، کسی که گویی در همه عمر از وجود نور بی‌خبر مانده است زینب را زیر سؤال می‌برد: «رفتار خدا با خاندانت را چطور دیدی؟» قاری یگانه روزگار، قرائتش از تمام آیه‌های کربلا را چطور به کورمانده‌ی ستمگر نشان بدهد؟ زینب می‌گوید: «هیچ ندیدم جز زیبایی و این راز زیبائی جاودانی اندوه و عزای عاشوراست…» زیباست مرثیه‌‌ی بانو  در مدینه:

«ای شهر جد ما، ما را نپذیر چون که ما با حسرت‌ها و حزن‌ها آمده‌ایم. از تو خارج شدیم در‌حالی‌که همه اهل ما با ما بودند، بازگشتیم در‌حالی‌که هیچ مرد و فرزندی با ما نیست.»

همچنین ببینید

داستان خون خدا/ هفتم؛ «جوانان بنی‌هاشم بیایید»

منزل هفتم، مقتل مقرم؛ روایت جنگاوری یاران امام حسین (ع) است و شهادت حضرت علی‌اکبر؛ نوشته شکوفه محمدی‌منش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *