خانه / یادداشت / اشتباه ما-اشتباه آن‌ها و جوانان چهل‌پنجاه ساله

اشتباه ما-اشتباه آن‌ها و جوانان چهل‌پنجاه ساله

این یادداشت تنها درباره اشتباه ما در الفیا نیست، بلکه راه می‌برد به اشتباه‌ دیگری؛ سربسته آن‌که بزرگان کم‌کم مناصب را بِهِلَند و به جوانان فرصت دهند… جوانانی که از بد روزگار دارند چهل سالگی را هم رد می‌کنند. نمی‌دانیم آیا در کشور دیگری هم این قدر سنِّ جوانی بالا رفته است یا نه.

داستان چیست؟

ده‌ دوازده روایت محرّم در الفیا منتشر کرده‌ایم؛ نویسندگان مشتاقانه برای‌مان از مقاتل روایت کردند بی‌هیچ چشم‌داشتی. در بین این روایت‌ها، متنی نشر داده‌ایم که خطبه‌ای منسوب به حضرت عبّاس در مکّه را روایت می‌کرد. یکی از اساتید حوزه و دانشگاه به نامِ سید محمدکاظم طباطبایی در پایین مطلب گفت که این خطبه سندِ سفت‌ومحکمی ندارد و اشاره داشت که پژوهشگری به نام جویا جهانبخش آن را رد کرده‌ است. با دیدنِ نامِ جویا جهانبخش، خاطرم آمد که استاد جواد محقق پیش‌تر نامش را به مناسبتی برده بود. ظاهرا او در مدرسه فرهنگ شاگرد استاد محقق بود. استاد هم از همان موقع روحیه دانشورانه‌ جویا را می‌ستود و آتیه‌اش را درخشان می‌دید.

راهش این بود که در گوگل نام جویا جهانبخش را بنویسم. گوگل یادگارستان را پیشنهاد داد که خانه مجازی او بود. حضورش در «مجازستان» را پسندیده یافتم با نوشته‌هایی مفید و کارا و جسور. شماره تماسم را نوشتم و مسأله‌ای را که بیان شد از او بپرسم. چند شب بعد تماس گرفت. گرم و صریح و به شیوه اسلاف سخن می‌گفت و رگه‌هایی هم از شخصیت‌های دانای تاریخ بیهقی را در کلماتش می‌شنیدم. مجذوب‌کننده بود. بابت مسأله پیش‌آمده ارجاعم داد به مقاله «گنجی نویافته یا وهمی بربافته؟» مقاله را از این‌جا ببینید و استفاده ببرید. خِرَد قانع می‌شد؛ مطلبی را که گذاشته بودیم برداشتیم. این از اشتباه ما. (البته در همان صحبت، جویا جهانبخش گفت که کتابی ترجمه کرده است به نام روزنامه عاشورا. او اضافه کرد که کتاب را دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان منتشر خواهد کرد. با عنایت مترجم و ناشر فصل چهارم این کتاب به دست الفیا رسید. هادی نجفی -نویسنده کتاب- متن‌های ثقه و عموما کهن درباره روز عاشورا را مد نظر قرار داده و جویا جهانبخش آن‌ها را به فارسی سخته و سنجیده‌ای ترجمه کرده است. فصل چهارم این کتاب درباره شهادت حضرت سیّد‌الشّهدا است. بخش کوتاهی از این فصل را در این‌جا منتشر کرده‌ایم.) اضافه‌تر آن‌که جویای «جوان» صدها مقاله نوشته است که برخی از آن‌ها به زبان عربی است و بسیاری از آن‌ها هم در مجلّات تخصصی علمی نشر یافته‌ است. او ده‌ها کتاب‌ نوشته و چندین متن از میراث مکتوب‌مان را تصحیح کرده‌ است. عالمان و فرزانگان از دوست‌داران شیوه جویا جهانبخش هستند.

این از صغری بحث و توضیح و تبیین اشتباه ما و افتخار آشنایی که برای مجلّه رقم خورد. امّا چیزکی هم درباره اشتباه کارگزاران عرصه فرهنگ بنویسیم:

ماجرا مربوط است به مسؤولیت‌های فرهنگی در کشورمان که میانگین سنّی‌اش دارد بالا و بالاتر می‌رود. طرداً للباب به دو سه نمونه از این مسؤولیت‌ها اشاره می‌کنم که آدم‌هایی از جنس‌وجَنَم جویا جهانبخش می‌توانند مسؤولیتش را برعهده گیرند؛ همه این افراد که در پایین به نام‌شان اشاره می‌شود دستِ کم دو مسؤولیت برعهده‌شان است. اشتباه راهبردی مسؤولان این است که یکی از این مسؤولیت‌ها را بر زمین نمی‌گذارند تا دستِ کم نخبگان میانسال دیگر جوان خوانده نشوند. نیاز نیست این معمّرین و مانند ایشان از همه تکالیفی که بر دوش‌شان نهاده شده دست بکشند؛ نه؛ تنها از یک مسؤولیت بگذرند. با این روش، هم جمهوری اسلامی می‌تواند آن‌ها را حفظ کند و هم یکی از پست‌های خالی را چه‌بسا -به اصرار و ابرام- به فضلای جوان‌تر و منزوی بسپارند. آن‌چه اشاره می‌کنیم ربطی به مسؤولیت‌های سیاسی ندارد که مفت چنگ آقازاده‌ها یا متّصلین به «رندان حق‌پرست» است بلکه به مسؤولیت‌های فاخر فرهنگی و علمی تعریض داریم که بر مرغوب‌ترین تپه‌های تهران مأوا گزیده‌اند.

یکی‌ از متّصلین که رییس چندین مرکز فاخر و غیرِفاخر فرهنگی‌آموزشی‌علمی‌پژوهشی‌زبانی‌ است با ۷۳ سال سن و n مسؤولیت ریز و درشت دیگر. یکی رییس دو بنیاد است با ۸۳ سال سن. نمونه دیگر رئیسی است با مسؤولیت‌ در چندین مرکز فرهنگی و غیرِ فرهنگی و با ۷۳ سال سن که از قضا جویا جهانبخش در یادداشتی خواندنی کتاب حضرتش را نقد کرده و روی بند انداخته است که ظریفان چنین نقد هوشیارانه‌ای را از دست نمی‌دهند. دستِ آخر تأکید می‌کنم که دوسه نمونه یادشده تنها از باب مثال بیان شده‌اند و مثال این جماعت که مناصب را آکنده‌ و انسداد به بار آورده‌اند کم نیست.

 

همچنین ببینید

جستار بخوانیم/ کافکا در کرانه: پورتال رؤیا و واقعیت

به بهانه نامزد شدن موراکامی در نوبل ادبیات ۲۰۱۸

۲ دیدگاه

  1. سلام علیکم
    ممنون از نوشته شایسته تان.
    فقط تذکر یک نکته کوچک:
    بنده یک طلبه هستم که البته در دانشگاه هم تدریس می‌کنم.
    خاستگاه اصلی من تحت الشعاع تدریس من قرار نگیرد.
    محمد کاظم طباطبایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *