خانه / داستان / راز آدم‌های لاهیری

راز آدم‌های لاهیری

نمی‌خواهم درباره‌ی گفتمان اقلیت، چالش سنت و مدرنیته، داستان زنانه، ادبیات مهاجرت و خیلی چیزهای‌ دیگر در آثار جومپا لاهیری، نویسنده‌ی هندی‌تبار، مطلبی بنویسم، بلکه به دنبال پاسخی برای این پرسش هستم: چرا شخصیت‌های جومپا لاهیری به‌سادگی از یاد ما نمی‌روند؟

ترجمان دردها حاوی هشت داستان کوتاه است: «یک مسئله‌ی موقتی»، «وقتی آقای پیرزاده برای شام می‌آمد»، «ترجمان دردها»، «یک دربان واقعی»، «خانه‌ی خانم سِن»، «خانه‌ی تبرک‌شده»، «مداوای بی‌بی هلدر» و «سومین و آخرین قاره».

در این مجموعه‌داستان ما با شخصیت‌های گوناگونی در موقعیت‌های مختلف روبه‌رو هستیم، شخصیت‌هایی که برای ما حکم پرتقال را دارند. نمی‌دانم برای شما هم پیش آمده یا نه، ولی من که حداقل دو بار سرم بی‌کلاه مانده، یک بار در شمال و یک بار هم در جایی دیگر: میوه‌ای به‌دستم رسید که محو تازگی، شادابی و رنگ شفاف آن شدم و پیش خودم گفتم: «حتماً طعم خوشمزه‌ای هم دارد این پرتقال»، اما وقتی پوست گرفتم و یک پَر از آن به‌دهان گذاشتم، تازه فهمیدم که این نه پرتقال‌، که نارنج است. هیچ کس و هیچ چیز از اول مدعی نبود که میوه‌ی توی دستم نارنج نیست، من بودم که آن‌قدر محو چیزهای دیگر شدم که موضوع پاک فراموشم شد. در این سی و اندی سال که زندگی کرده‌ام، خوردن هیچ پرتقالی با جزئیات به‌یادم نمانده جز آن دو تا.

چرا برخی از چیزها، در انبوه خاطرات، به یاد ما می‌ماند؟ کتاب‌ها و فیلم‌های زیادی می‌بینیم، اما به عقب که برمی‌گردیم، در سپهر فردی خود، تعدادی اتفاقات و شخصیت‌ها بیش‌تر از بقیه جلوه‌گری می‌کنند. راز این اتفاق چیست؟ به جز دلایل شخصی دلایل دیگری نیز دارد؟ نویسندگانی که به هر روی عرق از روح خود می‌ریزند چه راهی باید بروند که کم‌تر خواننده‌ای بتواند شخصیت داستانی او را فراموش کند؟

تقریباً همه‌ی کتاب‌های نظری داستان‌نویسی دست‌کم یک فصل راجع به شخصیت‌پردازی دارند. حتی کسی چون سید فیلد سه فصل مجزا، مفصل و کاربردی را در کتاب چگونه فیلم‌نامه بنویسیم؟ (برگردانِ منوچهر اکبری،‌ انتشارات نیلوفر) با عنوان‌های «شخصیت»، «بناکردن شخصیت» و «خلق شخصیت» گنجانده است. اما برای نزدیک‌شدن به راز آدم‌های به‌یادماندنی داستان‌ها باید دست‌به‌دامان کورت وونه گات شد تا یکی از آن دلایل را در اختیار ما بگذارد. او در مقدمه‌ی کتاب انفیه‌دان باگومبو (برگردانِ روحی افسر و شهرزاد مهدوی، انتشارات کلاغ سفید) هشت توصیه را به عنوان «اصول مقدماتی نویسندگی خلاق» مطرح می‌کند که ششمین آن عبارت است از «دیگرآزار باشید. هر قدر هم که شخصیت‌های اصلی شما نازنین و معصوم باشند، کاری کنید که بلاهای وحشتناکی بر سرشان نازل شود تا خواننده ببیند چندمرده حلاج هستند» (ص ۳۲).

جناب وونه‌گات حرف حقی زده. اگر شخصیت‌ها در رسیدن به اهداف خود دچار مشکلاتی نشوند که اساساً داستانی شکل نگرفته است. بنابراین، عدم تعادل و ایجاد موانع بر سر راه شخصیت از بایسته‌های داستان است و حال هر چه شخصیت ما خاص‌تر و محبوب‌تر باشد، برای جاودانگی، نیاز بیش‌تر به آزار و ایذا توسط نویسنده دارد. جومپا لاهیری به‌خوبی به بنای شخصیت‌های خاص داستانی می‌پردازد و با ایجاد زمینه‌های وابستگی مخاطب به آن‌ها، بلاهایی بر سرشان می‌آورد تا احساس نزدیکی و ماندگاری بیش‌تری در خواننده‌اش بیافریند. مشکلات نزدیکان ما بیش‌تر در ما تأثیر می‌گذارد تا آدم‌هایی که نمی‌شناسیم. کوچک‌ترین مسائل آدم‌هایی که دوستشان داریم از بزرگ‌ترین مصائب آن‌هایی که حتی نامشان را نمی‌دانیم نگرانی افزون‌تری برای ما ایجاد می‌کند. بنای دقیق و البته خاص شخصیت‌ها باعث تعلق خاطر خواننده می‌شود و «دیگرآزاری» نویسنده نیز زمینه‌های ماندگاری آن‌ها را فراهم می‌کند.

شوبا و شوکومار، در داستان اول، در تاریکی روابط خود دست‌وپا می‌زنند و به رغم تلاششان، ناکام‌تر می‌شوند. جبری که جامعه‌ی سیاسی به آقای پیرزاده در داستان دوم تحمیل می‌کند به‌سادگی تحمل‌پذیر نیست. خانم داس، در داستان سوم، دردی دارد که حتی آقای کاپاسی، که مترجم دردهای دیگران در مطب یک دکتر است، هم نمی‌تواند درکش کند؛ چراکه از بیان و معالجه‌ی دردهای شخصی خود عاجز است. داستان‌های چهارم و هفتم، که داستان شخصیت به‌شمار می‌آیند، شرح زندگی و مصائب بوری ما و هلدر، دو زن بی‌پناه، هستند. خانم سِن و خانم توینکل، در داستان‌های پنجم و ششم، شخصیت‌های ویژه‌ای دارند که بر اثر آزاری که می‌بینند، حالاحالاها در ذهن ما می‌مانند. من با دیدن یک دربان زن، همسر استاد دانشگاه، راننده‌ی تورهای مسافرتی، دانشجوی بورسیه‌ی متأهل، مهاجران دلتنگ و… احتمال کمی دارد که به یاد شخصیت‌های این مجموعه‌داستان نیفتم. هرچند همه‌ی ما روزی خیلی از چیزها را از یاد می‌بریم، در زمانه‌ای که ذهنمان جای زیادی برای نام و چهره‌ی آدم‌ها ندارد، چند صباح‌ بیش‌تر ماندن برخی از شخصیت‌ها موفقیت بزرگی برای یک نویسنده است.

اگر در آن دو بار، میوه‌ای که من می‌خوردم پرتقال بود، قطعاً لذت بیش‌تری می‌بردم که زود هم فراموشش می‌کردم، اما چشیدن طعم ترش و تیز نارنج است که در ذهن من مانده. جومپا لاهیری نیز تلخی ناکامی‌ها را در کام خوانندگان خود چکانده و در عوض، آدم‌های به‌یادماندنی‌ای به گنجینه‌ی خاطرات فردی آنان افزوده است.

چاپ چهارم ترجمان دردها، نوشته‌ی جومپا لاهیری، برگردانِ مژده دقیقی، در سال ۱۳۹۳ و در ۱۹۷ صفحه با قیمت ۶۰۰۰ تومان در انتشارات هرمس منتشر شده است.

همچنین ببینید

آب باریکه/ شَهپیر

آقای غلامرضا شیری در داستانی کوتاه و خواندنی از تأثیر سد بر تغییرات اساسی در زیست‌بوم منطقه‌ای از خوزستان می‌گوید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *