خانه / داستان / روایت در مرزهای واقعیت و خیال

روایت در مرزهای واقعیت و خیال

مانند اکثر آثار جعفر مدرس صادقی، روزنامه‌نویس نیز داستان به‌ظاهر ساده‌ای است که وقتی از صافیِ ذهنِ نویسنده گذشته، پیچیدگی‌های درونی‌اش آشکار و تبدیل به داستانی چندبعدی شده است: پسری (بهمن/ سردبیر) به هوایِ دل‌دادگی به دختر همسایه (مینو)، در محله‌ی پدری‌اش، روزنامه‌ای در ابعاد محلی منتشر می‌کند. پس از مدتی، دختر به خارج می‌رود و وقتی برمی‌گردد، با مردهای دیگر ازدواج می‌کند. این عاشقانه‌ی معمولی در روزنامه‌نویس تبدیل به موقعیت‌هایی چندوجهی شده تا سرگذشت آدم‌هایی را بیان ‌کند که هر یک به نحوی در جایی از زمان جا مانده‌اند و حالا هر چقدر می‌خواهند خودشان را با زندگی و روزمرگی‌هایش وفق دهند، عقب‌اند. مدرس صادقی دنیایی کاملاً خیالی و بَرساخته‌ی ذهن شخصیت‌ها را برای خواننده ترسیم می‌کند. همان‌طور که بهمن به سردبیر می‌گوید، حقیقتِ محض چیزی است که قرار است ساخته شود و در دنیای واقعی تنها خیال‌بافی جریان دارد. در چنین دنیایی، جایگاه آدم‌هایِ داستان مدام تغییر می‌کند. سردبیر در جلد بهمن فرومی‌رود؛ مادرِ سردبیر می‌شود مادر مینو؛ بهمن می‌شود شوهر آینده‌ی مینو و… گویی همان‌طور که مینو همواره تأکید می‌کند، آن‌ها با هم بزرگ می‌شوند و یا بهتر است بگوییم آن‌ها از خلال روایت‌هایی که از زبان دیگران می‌خوانیم، به جای هم زندگی می‌کنند. روزنامه‌نویس در زمان و مکانی نامعلوم روایت می‌شود تا حسِ گم‌گشتگی شخصیت‌ها را ملموس‌تر کند. شهری که به‌نظر می‌رسد تهران باشد و زمانی که گویی آینده‌ای نزدیک است، موقعیت‌های مکانی و عناصر زمانی آشنا هستند، اما هر بار که می‌خواهند رنگ‌وبویی از واقعیت به‌خود بگیرند، تعمداً آشنایی‌زدایی می‌شوند.
آدم‌های روزنامه‌نویس انگار گم شده‌اند. از یاد رفته‌اند و یا حضور و تأثیرشان در زندگی آن‌قدرها هم برای کسی مهم نیست که توی دنیای ذهنی و خیالی‌شان و برای خودشان اهمیت دارد. دوره و زمانه هر آن در حال تغییر است و دیگر کسی حوصله‌ی جدی‌گرفتن و اسیرِچیزی‌شدن را ندارد. دیگر کسی روزنامه نمی‌خواند. همه مجله می‌خوانند تا سرگرم شوند، نه این‌که از وقایع مطلع شوند. آنچه اهمیت پیدا کرده عبور است، عبور از آدم‌ها، موقعیت‌ها و مکان‌هایی که دیگر شبیه قبل نیستند. نمونه‌ی چنین آدم‌هایی پسرِ گل‌فروش در شبِ عروسی است، پسری دوازده‌ساله که سردبیر، با این‌که حدود ۴۵ سال دارد، مدعی می‌شود با او هم‌کلاس بوده. سردبیر مدت‌هاست از پسرِ گل‌فروش عبور کرده، اما در دنیای ذهنی او، پسر هم‌چنان همان هم‌کلاسیِ قدیمی است. در چنین دنیایی، خیال‌پردازی بر واقعیت ارجحیت دارد و مرز مشخصی بین دنیای ذهنی آدم‌ها و واقعیت‌های شناخته‌شده و تأییدشده وجود ندارد. تأکید مدرس صادقی بر نرده‌هایی که بین خیابان و پیاده‌رو یا به دور پارک کشیده‌اند نمایانگر جهانی دوگانه است که می‌کوشد راه را بر خیال‌بافی ببندد. گویی گذشتِ زمان مرزهای واقعیت را از بین برده و آدم‌های داستان در جهانی تازه زندگی می‌کنند، جهانی که در آن هر گونه آینده‌ای بی‌معنی است. سردبیر در چنین جهانی هنوز تلاش می‌کند با حبس‌کردن خود در اتاقِ خانه، باقی‌ماندن در محدوده‌ی محله، حاضرنشدن در مهمانی‌ها و حفظ میراث پدر، در زمانی باقی بماند که بهانه‌ای برای زندگی داشته. دستاویز او منتشرکردنِ روزنامه‌ای بی‌خاصیت است که در آن به شرح اتفاقات بی‌اهمیت می‌پردازد، غافل از آن‌که معشوق (مینو) همچون زمانه‌ای که از روی او عبور کرده، شوهر عوض می‌کند، برای خودش شخصیت اجتماعی جدید تعریف می‌کند و به خانه‌هایی جدید می‌رود تا از زمانه عقب نماند.

از این رو، مهم‌ترین موضوع در روزنامه‌نویس گذرِ زمان است: فاصله‌های زمانی‌ای که طی آن اتفاقات ریز و درشت می‌افتند و هر بار از زبان راوی جدیدی تعریف می‌شوند. روزنامه‌نویس سه راوی دارد: سردبیر، بهمن و دانای کل. اما هر سه در روایتِ داستان به روایت‌هایی از زبان دیگران پناه می‌برند و داستان را از زبان کسان دیگری مثل پدر مینو، زن‌های محل و یا حتی گزارش مجله‌ای که شرحی از زندگی مینو داده تعریف می‌کنند. این‌گونه است که در این «چندصداییِ» هوشمندانه، با مجموعه‌ای از برداشت‌ها و کنش‌ها مواجهیم که از سندیت هیچ کدام اطمینان کامل نداریم.

با این حال، مدرس صادقی به هیچ وجه سعی نکرده به داستانش باری معنایی بیفزاید، بلکه به گزارش دقیق از وقایع بسنده می‌کند. روزنامه‌نویس، با بهره‌گیری از نثری روان و پیش‌برد داستان به ساده‌ترین شکل ممکن، کیفیتی رازآلود پیدا کرده، کیفیتی که مدیون پرهیزِ مدرس صادقی از تکلف است، پرهیزی که راه را برای برداشت‌های چندگانه‌ی خواننده‌ باز می‌گذارد و در عین حال تأکید می‌کند نیازی به عمیق‌شدن نیست و این فقط یک داستان ساده است. روزنامهنویس داستان کم‌حجمی است، اما روایت‌های چندگانه و آدم‌هایی که هر بار از زبان راوی جدیدی روایت می‌شوند، پس از خوانده‌شدن اثر، در ذهن خواننده جان می‌گیرند تا خواننده نیز روایت تازه‌ای از آدم‌های گم‌گشته‌ی داستان برای خود بسازد.

همچنین ببینید

آب باریکه/ شَهپیر

آقای غلامرضا شیری در داستانی کوتاه و خواندنی از تأثیر سد بر تغییرات اساسی در زیست‌بوم منطقه‌ای از خوزستان می‌گوید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *