خانه / شعر / پنج شعرِ برگزیده از «راویه»ی مریم جعفری آذرمانی

پنج شعرِ برگزیده از «راویه»ی مریم جعفری آذرمانی

۱

چون خطوط امید ممتد نیست،

ناامیدی همیشه هم بد نیست

بس که انسان و کینه جفتِ هم‌اند،

هیچ‌کس در جهان مجرّد نیست

عاقلی را ندیده‌ام هرگز

که به دیوانگی زبان‌زد نیست

جبر ـ تنها ـ نبایدِ من بود

هرچه می‌گردم، آنچه باید نیست

از همین باتلاقِ بی‌جریان

که در آن جای رفت و آمد نیست

به جهنّم نشد فرار کنم

که گناهان من در آن حد نیست

۲

رئیسِ بی‌هنران در نهادِ بی‌بنیاد

همیشه منطقش این است: هرچه بادا باد

خدا نکرده مبادا بفهمی آینه چیست

در این اداره درآمد ندارد استعداد

میانِ سمفونیِ خرچ‌خرچِ ماشین‌ها

ببین صدایی از انسان نمانده است به یاد

چه خارها که درختانِ معتبر شده‌اند!

چقدر گل که پلاسید و زیر پا افتاد!

اگر مخاطبِ خود هم نباشم، آخر سر

به شعر من چه کسی اعتبار خواهد داد؟

۳

از هرآنچه نوشته‌ای در لیست،

عدل، چیزی که دوست دارم نیست

شاکیان زیر جلد، متّهم‌اند

صف پر است از خزندگانِ دوزیست

خفه کن غژغژِ ترازو را

تا تمرکز کنم عدالت چیست

لای پرونده‌ی مصیبت را

او که امضا نکرده باشد، کیست؟

عمرِ سنگ است عمرِ ظالم‌ها

ظلم، یک رشته‌کوهِ تاریخی‌ست

۴

زمین خراب شد از بس که هر نَدیدبَدیدی

رسید و سلطنتی ساخت آن‌چنان که شنیدی

تو شاهدی که در این جنگ‌های خیرندیده ـ

که شرّ و شر به هم افتاده‌اند، نیست شهیدی

ببین که صفحه‌ی کابوس‌شان نظیر ندارد

چه سایه‌های کبودی! چه چشم‌های سفیدی!

کجا فرار کنیم از «حواس»‌های پریشان؟

برای گوشه‌نشینان، نه خانه‌ای نه کلیدی

فروختند زمین را، سیاه‌چاله خریدند

به این چراغ‌به‌دستانِ سوخته، چه امیدی؟

۵

میانِ جمعِ قماربازان، منم که از حیله بی‌نیازم

قمارِ من انتها ندارد، چرا که هرگز نشد ببازم

که بیست سال است می‌توانم برای این کهنه‌ی قدیمی

ـ جهانِ با ناکسان صمیمی ـ غزل‌غزل تازگی بسازم

برای لج‌بازی‌ام همین بس، که مغز شیطان حریفِ من نیست

که هرچه کفرِ مرا درآرد، دقیق‌تر می‌شود نمازم

مقامِ من نیست در شلوغی، که خسته‌ام از جهانِ بوقی

خوشم که در دستگاهِ ویران، نشسته‌ام گوشه‌ی حجازم

همچنین ببینید

توصیف‌های شاعرانه

پرفروش‌های شعر/ تحلیلی بر مجموعه‌‌ شعر «حفره‌ها» اثر گروس عبدالملکیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *