خانه / روایت / پُکِ سیاسی

پُکِ سیاسی

بین سال‌های ۸۲ تا ۸۸ من وبلاگ‌نویس بودم؛ یعنی سایت شخصی داشتم و در آن هر روز مطلبی کوتاه -حدود ۵۰۰ کلمه- می‌نوشتم. اسم وبلاگم «وب‌نوشته‌ها» بود. آن ایام خیلی وبلاگ‌نویسی و اساسا وارد اینترنت شدن کار آسانی نبود؛ اما یکی به دلیل اینکه بیش از یک‌سالی که وبلاگ می‌نوشتم در دولت بودم و هیچ مقام رسمی‌ای دارای وبلاگ نبود و دیگری به دلیل پشتکاری که داشتم و در تمام این شش‌سال بدون حتی یک روز تعطیلی یادداشتی می‌نوشتم. به یقین پربیننده‌ترین وبلاگ آن سال‌ها بود.

بعد از آمدن آقای احمدی نژاد که فضای تبلیغاتی برای جریان اصلاحات کم شد، وبلاگ من تقریبا تنها پنجرۀ بازی بود که هر روز یک نظریه‌ای می‌داد و سخنگوی غیر رسمی اصلاح‌طلبان شده بود.

از جاذبه‌های وبلاگ من یکی این بود که هر روز یک عکس غیررسمی را که با موبایلم گرفته بودم در صفحه‌ام می‌گذاشتم. معمولا هم کسی نمی‌فهمید عکس می‌گیرم و خیلی‌ها هم اصلا نمی‌دانستند که موبایل، دوربین هم دارد. این عکس‌ها کمتراز مطالب من بازدید نداشت.

همیشه سعی می‌کردم که عکس‌ها رسمی نباشد و وقتهایی باشد که غیرعادی باشد. خیلی هم مورد انتقاد قرار می‌گرفتم؛ اما باورم این بود که تصاویر غیررسمی بهترین کار است و به نفع خود مقامات و حکومت هم هست. خداوند آقای کروبی را نجات دهد؛ یکی از کسانی بود که از وی عکس‌های متفاوت زیادی می‌گذاشتم.

یک شب یادم نیست در مرقد امام یا مجمع روحانیون نشسته بودیم. دوستان زیادی بودند. بحث‌های داغ انتخابات ۸۴ مطرح بود. همان موقع که بزرگترین اشتباه استراتژیک اصلاح‌طلبان در حال شکل گرفتن بود که چند نفر کاندیدا دادند و در نتیجه ریاست‌جمهوری در اختیار احمدی‌نژاد قرار گرفت. آقای کروبی خیلی در آن ایام حرص می‌خورد و جوش می‌زد. کاش بیشتر به دلسوزی‌هایش توجه می‌شد. در همان جلسه چند نفر از دوستان مشغول کشیدن سیگار بودند. آقای کروبی سیگارکش رسمی نبود. پیش می‌آمد اگر رفیق بدی کنارش نشسته بود، می‌کشید. آن شب بحث‌ها خیلی داغ بود. وسط دعوا و سر و صدا از بغل دستی‌اش سیگار آتش زده را گرفت و چند تا پُک زد. من روبرویشان نشسته بودم. در حال سیگار کشیدن عکس گرفتم.

آقای کروبی گاهی در جلسات بلند می‌شد و راه می‌رفت و جای دیگری می‌نشست. آن شب هم بعد از سیگار رفت و دوری زد. یک جایی نشست که سمت چپش یکی از مقاماتی بود که قلیان می‌کشید و سمت راستش یکی پیپ چاق کرده بود. آقای کروبی پیپ را به دست راستش گرفت تا پکی بزند؛ اما این قدر با هیجان حرف می‌زد که اصلا توجه نداشت که پیپ را گرفته دست راستش.

در همین گیرودار دوست سمت چپ که قلیانش چاق شده بود، شیلنگ را داد دست آقای کروبی تا کمی آرام شود. آقای کروبی با یک دست پیپ و با یک دست نی قلیان را گرفته بود و حرف‌ می‌زد. عکس گرفتم؛ و هنوز هم منتشر نکرده‌ام. خیلی از این عکس‌های متفاوت از سیاسیون در آرشیوم هست.

چند روز بعد آن عکسی را که در ابتدا گرفته بودم و آقای کروبی در حال سیگار کشیدن بود تنها به دلیل اینکه عکس متفاوت و خوبی از آقای کروبی است، روی وبلاگم گذاشتم. هم‌زمان شد با اعلام انتخابات و کاندیداتوری آقای کروبی. مخالفان سیاسی آقای کروبی این عکس را در سطح وسیعی منتشر کردند. حملات دوستان آقای کروبی به من زیاد شد. معتقد بودند قصد من تخریب شیخ بزرگوار است.

من بیشتر از دفاع از انتشار عکس، مطالبی نوشتم دردفاع از سیگار کشیدن؛ و استدلال می کردم که اگر جامعه بداند کروبی هم مثل خودشان است و گاهی هم پُکی به سیگار می‌زند که خیلی خوب است. یکبار دیگر نوشتم چه اشکال دارد آقای کروبی سیگار بکشد؟ وقتی می‌دانیم خیلی از مسئولان کشور سیگار می‌کشند و فقط نمی‌گذارند کسی از آنها عکس بگیرند، تقویت ریاکاری نیست؟

اما با همۀ این توضیحات باز هم دوستان آقای کروبی قبول نمی‌کردند. معتقد بودند من برای آسیب زدن به آقای کروبی این عکس را منتشر کرده‌ام. بگو مگوهای تندی در مطبوعات و سایت ها بالا گرفت.

مدتی نقدها را بی‌جواب گذاشتم. دور و بر آقای کروبی هم کمتر آفتابی می‌شدم. کار بالا گرفت. یک روز دیدم در روزنامه، سرکار خانم کروبی در یادداشتی یا مصاحبه‌ای نوشته بود: «اگر قصد و غرضی نداری چرا عکس‌های آقای خاتمی را با پیپ منتشر نمی‌کنی؟» ایشان می‌خواست بفهماند که اگر کروبی سیگار کشیده، خاتمی هم پیپ می‌کشد. حواشی کوچک تاریخ سیاسی خیلی بامزه‌تر از اصل سیاست است. بعد از مدتی همۀ این گله‌گزاری‌ها تمام شد.

همچنین ببینید

داستان خون خدا/ هشتم؛ صلابت زینب در برابر حاکم جائر

خانم خدیجه آقایی از حضرت زینب روایت می‌کند و تلاوت‌های زیبایش

یک دیدگاه

  1. می دانیم خیلی از مسئولان کسور سیگار می کشند و فقط نمی گذارند کسی از آنها عکس بگیرد. این تقویت ریاکاریست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *