خانه / روایت / آب باریکه/ نخل‌های شرمنده

آب باریکه/ نخل‌های شرمنده

روایت سعاد سودانی‌زاده از مرگ نخلستان‌های آبادان

اشاره: بودن کارون و اروند و بهمنشیر هم نتوانسته است از خشک شدن نخلستان‌های آبادان جلوگیری کند. خانم سودانی‌زاده از «بی‌نخلی» می‌گوید.

نخلستان‌های شرمنده با سرهایی اافتاده در نگاه مردمِ منتظر و مبهوت، آتشی در دل هور افکنده که خاکسترش را بر سر تمام آسمان خوزستان گسترده است.

نخلستان‌های خشکِ آبادان، شرمنده آن مرد روستایی است که هشت ماه به فرزندانش قول فروش محصول خرما را داده بود تا کفش‌های کهنه‌ی فرزندش را نو کند. شرمنده دست‌های پینه‌بسته‌ی آن زن روستایی است که زیر سایه‌ی نخل‌ها، آرزوهایش را کاشته بود، ولی برداشت نکرد.

مردم آبادان روزی به رطب‌های نخلستان‌های «منیوحی»، «چوئبده» و «اروندکنار» می‌بالیدند، ولی امروز به رطب‌هایی که خرما نشدند و حبابک ماند، تأسف می‌خورند.

نخل‌های خشک‌شده، در کنار نخل‌های بی‌سر نخلستان‌های اروند از جنگی دیگر می گوید. نخل‌های بی‌سر اروند از هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی می‌گفتند و امروز نخلستان‌های خشک آبادان و خرمشهر از بی‌آبی و شوربختی آب شط می‌گویند.

آبی که به نخل‌ها می‌رسد، هر سال کمتر می‌شود

یکی از ساکنان روستای «خرخره»  آبادان، با دست‌هایی پینه‌بسته زیر سایه‌ی درخت نخل در حال احتضار ایستاده است، با خشم از کم‌آبی و خشک شدن نخل‌هایش می‌گوید: «هر سال آبی که به نخلستان‌ها می‌رسه کمتر می‌شه، امسال آّب به مردم هم نرسید، چه برسه به نخل‌ها.»

«نادیا عموری» که تمام جوانی‌ش را به پای نخل‌ها ریخته است می‌گوید: «مرگ نخل‌ها، مثل مرگ اهالی روستاست.» هر ساله بخشی از نخلستان‌ها به خاطر کم‌آبی و شوری آب خشک می‌شوند، اگر به همین منوال بگذرد، میراث مردم روستا‌های آبادان، افسانه‌ی نخل‌های پرثمر می‌شود.

نادیا با دست‌هایش که نخل‌ها را خوب می‌شناسد،  به روی سعف (برگ های سوزنی درخت نخل) های خشک شده‌ی درخت نخل می‌کشد و می‌گوید: «غصه‌ی خشک شدن نخلستان‌ها، کمر مردم روستا را بریده. نون مردم از ای نخل‌ها درمیومد.» خمیده خمیده دور می‌شود و به روستا و خانه‌های خشتی گِلی که یک در میان، وسط نخلستان‌ها چیده شده‌اند، گم می‌شود.

تصویر گاومیش‌های سوخته، ذهن دامداران را مکدر کرده است

نمی‌دانم اگر گاومیش‌های روستاها هم بدانند احتمال فاجعه هورالعظیم در انتظارشان است و مانند صورت‌های نیم‌سوخته گاومیش‌های هورالعظیم خواهند شد، باز هم منتظر آبی هستند تا خود را در آن ببینند؟

«صادق نصاری»، از ساکنین شهر “چوئبده” که از کمبود آب شرب دامداری‌ها نگران است، می‌گوید: «دام‌های ما از تشنگی درحال تلف شدن هستن. می‌ترسوم ای نخل‌ها و دشت‌های خشک آتش بگیره و هور مانند، گاومیش‌های ما هم بسوزه». اکثر مردم چوئبده دام‌های خود را به قیمت پایین فروختند و از این منطقه رفتند.

منتظر تانکر آب شدن شغل جدید مردم شده است

نصاری با اشاره به تانکر‌های آب‌رسانی که هر روز در کوچه پس کوچه‌های شهر می‌چرخند، می‌گوید: «شرایط ما طوری شده که در روز، ۲ تا ۴ ساعت آب شرب داریم و آب‌رسانی برا دامداری‌ها با تانکر انجام می‌شه. مردم به جای این‌که برن سرکار و به کارهای روزمره و کسب درآمدشون برسن، منتظر آب می‌شینن تا آب تهیه کنن؛ شغل جدید ما شده منتظر آب موندن. آب رو به دام‌ می‌رسونیم تا هلاک نشن»

شط شور بلای جان ماهی‌های اروند

«سعید حسینی» یکی از صیادان اروندکنار است که مدت‌هاست برای صید به رودخانه نرفته است؛ هر روز کنار شط را متر می‌کند تا ببیند چقدر آب عقب‌نشینی کرده است و نمک‌زارهای حاشیه‌ی شط چقدر نمک پس زده‌اند. با اشاره به لاشه‌ی ماهی‌های مرده‌ی کنار نیزارهای شط می‌گوید : «کم‌آبی  و شوری خیلی از ماهی‌ها را از تلف کرده.»

حسینی درباره کاهش صید و افزایش هزینه سوخت می‌گوید: هزینه‌ای که برای صید می‌دیم، بیشتر از درآمد حاصل از صیادیِ. یعنی اون‌قدر نیست که درآمد خوبی داشته باشیم، خانواده‌های ما پر جمعیت هستن و این درآمد صید ماهی، کفایت ما رو نمی‌ده. زرق دریا هم تمام شده خالق رزاق شاهدِ.»

شوری آب اکثر ماهی‌ها را از بین برده است و در حاشیه نیزارها شاهد لاشه ماهی‌های فراوانی هستیم. اگر برای تکثیر و افزایش ماهیان آّبزی تدابیری اتحاذ نشود، به زودی با کاهش ماهی روبرو خواهیم شد. هر وقت ماهی کم می‌شود به جای این‌که برای افزایش آن کاری انجام شود، از صید صیادان گرفته می‌شود؛ در اصل فشار به مردم می‌آورند ولی خودشان، کاری انجام نمی‌دهند.

نگرانی‌های مردم بی‌مورد نیست، همه از این است که آب‌رسانی آن‌قدر دیر انجام شود که از نخل، ماهی‌ها و گاومیش‌ها فقط استیکرهای تلگرامی و واتس‌آپی بماند و کاغذهایی که تاریخ می‌نگارد از عصر آبادانی، برای مردم خشکی‌زده‌ی صحرای آبادان  و خرمشهر!

 

همچنین ببینید

داستان خون خدا/ هشتم؛ صلابت زینب در برابر حاکم جائر

خانم خدیجه آقایی از حضرت زینب روایت می‌کند و تلاوت‌های زیبایش

یک دیدگاه

  1. بسیار زیبا از دل این مردم سخن گفته شده این نوشته اشک هر خواننده ای را جاری می‌سازد . مرحبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *