خانه / داستان / جستار بخوانیم/ مویه‌های «هرس»

جستار بخوانیم/ مویه‌های «هرس»

اشاره. آقای فرهاد حاجری از «هرس» نسیم مرعشی می‌گوید و از تلخی کتاب و جنگ.

«هرس» دومین رمان «نسیم مرعشی»‌ست که پاییز ۹۶ منتشر شده است. رمانی متفاوت؛ از زمان گرفته تا جغرافیا، در مقایسه با اولین اثر نویسنده. اگر مرعشی در «پاییز فصل آخر سال است»، داستان زن‌هایی را روایت کرده است که در پایتختِ درندشت حیرانند، این‌بار او به سرزمین و دوره‌ای از گذشته‌ی نه چندان دورمان پای نهاده و قصه‌ی آدم‌هایی را روایت کرده که در جبر حاصل از رویدادی ناخواسته، طاقت راست کردن کمر خمیده‌شان را ندارند: جنگ، خون، آوارگی و مُردگی در خوزستان.‌

زمان داستان از آغاز جنگ‌ست تا نیمه دهه‌ی هفتاد. نویسنده با رفت و برگشت‌هایی به گذشته و اکنون، حال و روزِ یک خانواده جنگ‌زده را روایت می‌کند. «رسول» مرد خانه، مدام در تلاش است تا سایه‌ی خاطرات تلخ جنگ را از سر خانواده دور گرداند، اما «نوال» زنی نیست که با این خاطرات کنار آمده باشد. نوال پسر می‌خواهد؛ او با همه‌ی ناامیدی‌هایش، منتظر به دنیا آمدن فرزندی‌ست که باردارش است تا پس از جنگ، خون تازه‌ای در خود بدمد. اما وقتی به گوشش می‌رسد که این‌بار نیز دختری به دنیا خواهد آورد، دیگر طاقتی برای او نمی‌ماند. او دست به کار عجیبی می‌زند؛ پسری را به خانواده می‌آورد، اما به گونه‌ای که وجدانش را تا ابد ناآسوده کرده است. اکنون دیگر جای ماندن او در این زندگی نیست و رو به ناکجا آّباد می‌برد؛ ناکجا آبادی در جغرافیای وهم‌انگیز خوزستان.

رسول کارمند شرکت نفتی‌ست که با شروع جنگ، رونق و آبادانیِ خانواده‌اش بر باد رفته است. خوشی و سرزندگیِ آدم‌های زندگی این مرد جنوب، جایش را به خمودگی و افسردگی‌ای داده که هیچ تلاشی آن‌ را به گذشته خوش‌شان باز نمی‌گرداند. تلاشی همچون خاموش کردن آتش‌های سر به فلک کشیده‌ی چاه‌های نفت «کویت»، که رسول هم به اندازه خود در آن نقشی ایفا می‌کند. اما حتی آن هنگام که این آتش خاموش می‌شود، سیاهی بر جای مانده‌اش تا مدت‌ها در جای‌جای زندگی‌شان تأثیرگذار است. نوال از جنگ، مرده‌های زیادی نصیبش شده است. او که هیچ‌وقت مادرش را ندیده، پسرش را غرق در خون، در آغوش از دست داده است. جنگ، زندگانیِ خرمِ خرمشهرشان را به نابودی کشانده و رسول را ناچار کرده که از دیارشان کوچ کنند. نوال از خاطره خرمشهر نمی‌تواند دل بکند و «امل» دخترشان که رو به افسردگی برده هم از نوال. از این روست که جدایی این دو، از چیزهایی که زندگی‌شان به آن وابسته شده، آنها را نابود کرده است.

زن در اثر جدید نویسنده، همچون اثر پیشین او جایگاه ویژه‌ای دارد. این‌بار نیز با بانویی متفاوت مواجهیم؛ زن ساخته و پرداخته‌ی مرعشی تفاوتی اساسی از زن‌هایی که در «سنت»‌مان از آن شنیده‌ایم دارد. اگر در تاریخ ادبیات‌مان، زن نماد دنیا و زندگی بوده و لعل و طره‌اش فرهاد و مجنون‌ها برایمان ساخته است، اما این‌بار در هرس، با «نوال»ی رو به‌رو هستیم که عامل ویرانی‌ست و میلی به زندگی که ندارد هیچ، زندگی آدم‌های وابسته‌اش را هم رو به نابودی برده است. چرا؟ شاید دلیلش را در دل داستان از زبان یکی از آدم‌های قصه بشنویم: «زن نباید مردن بچه‌اش را ببیند، خانه‌اش را ویران شده و زمینش پوکیده، اگر دید نباید بماند که باید بمیرد، زندگی این‌طور نبوده است که بچه‌ها بروند و مادرها بمانند، مردها بروند و زمین بمانند …» اما این نوع نگاه را می‌توان در موضوعی دیگر هم جست: زن برآمده و متأثر از نگاه مدرن و تغییر جایگاه سنتی‌اش. این رویکرد کلی به شخصیت زن کتاب را می‌توان به خوبی در پاییز فصل آخر سال است دید؛ هرس را هم از این جهت باید ادامه همان دانست.

«صحنه پردازی» و «لحن» دو عنصر مهم داستانی هستند که در «قصه»‌گویی هرس خوب از کار درآمده‌اند. خواننده در هرس خوب جنوب را حس می‌کند، حسی برآمده از دیالوگ‌هایی که مرعشی با همان گویش جنوبی در کتاب آورده و البته توصیفی قابل قبول از جغرافیای خوزستان با کلیدواژه‌های اساسی این دیار: گرما، هور، نفت، نخل و …  اینها را باید مدیون زیستِ در جنوب نویسنده نیز دانست که با آگاهی از آن بهره برده است.

هرس برای کسانی که جنگ را با گوشت و پوست‌شان تجربه کرده‌اند، یادآوری خاطره‌ای‌ست غم‌انگیز و تلخ، برای نسلی چون ما که از جنگ شنیده‌ایم، تلنگریست محکم و سخت. آن‌چه بر پیشانی کتاب آمده، گویی چراغی‌ست که می‌خواهد ذهن مخاطب را برای آن‌چه که باید در مسیر کتاب ببیند و حس کند، روشن می‌کند: «جهان این‌گونه به پایان می‌رسد، نه با فریاد که با مویه …» از این روست که خواندن هرسِ مرعشی حال آدم را خوش نمی‌کند، اما به گمانم حواس‌مان را خوب جمع می‌کند که قدر حال خوش را بدانیم.

همچنین ببینید

آب باریکه/ شَهپیر

آقای غلامرضا شیری در داستانی کوتاه و خواندنی از تأثیر سد بر تغییرات اساسی در زیست‌بوم منطقه‌ای از خوزستان می‌گوید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *