خانه / بایگانی برچسب: ارمیا

بایگانی برچسب: ارمیا

آخ اگه بارون بزنه …

«ره‌ش» رضا امیرخانی نقدی بر شیوه‌ی مدیریت و توسعه‌ی شهری در زمان پسا انقلاب است و این نقدها از زبان معمارِ زنی است که فرزندش سِل کودکان دارد و باید از او مراقبت کند. به همین خاطر «لیا» بیرون از منزل کار نمی‌کند. این زن در یک‌سری فشار همه‌جانبه‌ افتاده که به‌نظر می‌رسد اصلی‌ترین آن نداشتن حمایت کافی از سوی …

ادامه نوشته »

درویش‌ها برای نجات می‌آیند، با پاراگلایدر!

از گوشه سمت راست بالای صفحه می‌آید و قرار است همه چیز را زیبا کند. حداقل ایلیا را از تنگی نفس نجات بدهد یا این فکر را به لیا، راوی رمان و مادر ایلیا  القا کند که خوب است فرزندش مردی غیر از پدرش علا که شهرستانی است و نگران سلسه مراتب اداری پیشترفتش در شهرداری، تجربه کند. او ارمیاست …

ادامه نوشته »

از فرمش ببُرانید به محتوایش بخورانید

آخرین اثر امیرخانی از نظر فرم در حد اولین تمرین‌های کارگاه‌ داستان‌نویسی است؛ با این تفاوت که هنرجویان، عناصر داستانی را نمی‌شناسند و آن‌ها را سهواً به کار نمی‌گیرند اما امیرخانی، نویسنده‌ی کاربلدی است و عمداً فرم‌سازی و ظاهر پردازی داستان را رها کرده. وگرنه مگر ممکن است فردی مثل او شخصیت‌هایی چنین سطحی و یک‌دست بیافریند؟ محال است امیرخانی، …

ادامه نوشته »

هشتگ، رهش

امیرخانی یک برند است. در روزگار کتاب‌نخوانی ما برندها خوانده می‌شوند. در واقع «فقط» برندها خوانده می‌شوند. کتاب‌های معروفی که در نتیجۀ جستجوی بین قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها پیدا نمی‌شوند؛ بلکه به ضرب تشویق رامبد جوان و صدها جایزۀ ارزندۀ دیگر خوانده شده و حتما در قاب اینستاگرام خواننده ثبت می‌شوند. اسم و رسم و عکس‌شان دست‌به‌دست شده و چرخۀ تفاخر ادبی …

ادامه نوشته »