خانه / بایگانی برچسب: ترانه

بایگانی برچسب: ترانه

ترانه‌ی رپ و روایتی که به دیوار می‌خورد

وقتی مطلب «جای خالی روایت در ترانه‌ی فارسی» را می‌نوشتم، به هیچ وجه به روایت‌های فراوان و نسبتا متنوعی که در ترانه‌های رپ فارسی می‌شنویم اشاره نکردم. می‌خواهم در این یادداشت توضیح بدهم که چرا. آنجا گفتم که روایت‌های برآمده از حافظه‌ی رویدادی بر خلاف روایت‌های روندی می‌توانند قلاب حفظ مخاطب باشند. اما روایت‌هایی که در ترانه‌ی رپ می‌شنویم – …

ادامه نوشته »

جای خالی روایت در ترانه‌ی فارسی

وقتی ترانه می‌شنویم، نیاز به قلابی داریم که ما را به ترانه جذب کند و پس از جذب همراه ترانه نگه دارد. بداعت و نوآوری می‌تواند قلاب جذب باشد، اما شاید قلاب خوبی برای همراه نگاه داشتن نباشد. از سویی دیگر، امر بدیع خیلی زود بدل به امر مالوف و حتی مکرر خواهد شد. نمونه‌ی امر بدیعی که مالوف و …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند شعر یا موسیقی؟ (بخش هفتم)

در این بخش (همان‌طور که گفته شد) به دستۀ سوم و چهارم ترانه‌سرایان پس از انقلاب می‌پردازیم. این دو دسته دارای وجهه‌های متفاوتی در زبان‌ورزی، سبک‌گرایی، فرم‌سازی و شکلِ ترانه‌سرایی بوده‌اند؛ امّا نقش بسزایی در نمایش و شکل‌گیری وجهۀ ادبی و مستقل ترانه در دهۀ هفتاد و هشتاد ایفا کردند. تأثیر و تلاش‌های این دو دسته پس از انقلاب ‌انکارناشدنی …

ادامه نوشته »

آقای جشنوارۀ فجر، ترانه بی‌ترانه!

شاید به‌جای توضیحات اضافی و حاشیه‌نگاری‌های مقدمه‌وار، که بیشتر برای فرار از رک‌گویی‌ها و تلطیفِ فضای نوشتاری در مقاله‌نویسی است، بهتر است به سرعت به موضوع اصلی این بحث بپردازم؛ چراکه هدفِ من از نوشتن این سطور، بیش از خودنمایی‌های اعتراض‌گونه، دردِ دلی است با متولیانِ فرهنگی! پس این سطور را از میانۀ آن شروع می‌کنم؛ با یک گزارش‌نویسی از …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند ادبیات یا موسیقی؟ (بخش پنجم)

” در ترانۀ نوینِ ایران زمین، ترانه‌نویسْ شاعر است، تصویرساز است. با یک تصویر، به اندازۀ چند صد صفحه می‌تواند حرف بزند. ترانۀ نوینْ ادامۀ منطقیِ شعرِ معاصر است. شاعر، نقاش است. ترانه هم مثل نمایش‌نامه و قصّه، نخست به یک مفهوم یا یک تصویر کلّی نیاز دارد و بعد به طرح کلّی. در دل این طرحْ بحران، کشمکش و …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند ادبیات یا موسیقی؟ (بخش چهارم)

در ابتدای این بخش، نویسندۀ این سطور توضیحی را بر خود واجب می‌داند تا در میانه‌های متنْ کج‌فهمی یا نقطه‌کوری در ذهن خوانندگانِ این مطالب ایجاد نشود. هدف از نوشتن این سلسله یادداشت‌ها، جستجو و تحقیق برای یافتن مفرّی است که پا به پای تحولاتِ تاریخی به ریشه‌ها، علّت‌ها و عوامل اجتماعیِ سؤال ابتداییِ این سلسله یادداشت‌ها برسیم؛ اینکه ترانهْ …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند ادبیات یا موسیقی؟ (بخش سوم)

حال با شناخت اینکه شعر چه ویژگی‌هایی دارد و شعر خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، به این نقطه خواهیم رسید که آیا ترانهْ خارج از معنایِ لغویِ آن می‌تواند به تنهایی گونه‌ای از شعر باشد یا خیر؛ و آیا ملزم به همنشینی با موسیقی ‌است؟ برای این بحثْ به تاریخ‌نگاریِ کوتاهی از ابتدا تا دورۀ مشروطه و به صورت …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند ادبیات یا موسیقی؟ (بخش دوم)

هرکلامی خارج از این استاندارد و ویژگی‌ها تنها به صِرف اینکه عاطفه‌ای دارد یا تخیلی در آن است، زبان، فرم یا آهنگ خاصی را دارد نمی‌توان شعر نامید و در زُمرۀ نظم یا نثر قرار داد. نظم به این معنا که کلمات تنها بر روی وزنْ بدون دارا بودنِ هیچ یک از عناصر شعری چیده شوند (بعد مفصّل در مورد …

ادامه نوشته »

ترانه، فرزند ادبیات یا موسیقی؟

در ابتدا برای صحبت در مورد ترانه باید چند سوال در باب خاستگاه ترانه و ماهیت کلام در موسیقی مطرح کنیم و به پاسخ آن بپردازیم تا به همراه خوانندگان این بحث، با درک این که نویسنده‌ی این سطور از چه سخن می‌گوید، وارد مباحث دیگر این حوزه شویم. در واقع نویسنده در پی پیدا کردن زبان و درک مشترک …

ادامه نوشته »