خانه / بایگانی برچسب: شازده حمام

بایگانی برچسب: شازده حمام

قصه‌‌‌‌گوی خوبی‌‌‌‌ام

شما از یزدی‌‌‌‌هایی هستید که دسته‌‌‌‌جمعی به مشهد آمدند؟ یزدی هستم و سال ۱۳۴۶ کنکور دادم و در دانشگاه مشهد قبول شدم. آن زمان در یزد، دانشگاه نبود. سال ۴۶ در تمام کشور ۶ -۷ دانشگاه در ۵ شهر بود؛ تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز. دانشکده‌‌‌‌های مختصری هم از صنعت نفت در اهواز بود. جای دیگری دانشگاه نبود؛ حتی …

ادامه نوشته »

قصه خنده‌ها و گریه‌ها

دقیقاً یادم نمی‌آید دکتر محمد حسین پاپلی یزدی را از چه سالی شناخته‌ام، اما این را به یاد دارم که وقتی از آغاز سال ۱۳۶۰ تصمیم گرفتم روی قنات‌های ایران و جهان کارهای فنی و علمی انجام دهم، اسم دکتر پاپلی در مقاله‌ها و مباحثه‌های شخصی درباره قنات بارها به گوشم خورده است. از اسم کتاب خوشم نیامد وقتی برای …

ادامه نوشته »

شازده چهار هزار ساله!

پیرمرد تاکسی را نگه می‌دارد و به دختر می‌گوید: «آخر همین کوچه را که می‌بینی، می‌رسی به میدون.» دختر با هزار ادا و اطوار کیفش را روی دوشش می‌گذارد و بعد از باز کردن در تاکسی می‌گوید: -من گفتم میدون هفت تیر، شما هم گفتی سوار شو. این‌جا که میدون هفت تیر نیست. -چند قدم بیشتر نیست. شما جوونی ماشالله. …

ادامه نوشته »

درخت تناور تجربه شخصی

برای کسانی که سال‌هاست با رمان سروکار داردند و قوت غالب‌شان ادبیات داستانی است، خواندن کتابی با تم خاطره‌نگاری بسی دشوار است؛ چه اینکه خاطره امری است عینی، اتفاق افتاده و بیرون از مخاطب، فارغ از تخیل و از جنس ادبیات شفاهی. مضاف بر آنکه آن کتاب، متعلق به فردی غیر مشهور (ویا به قولی سلبریتی) و مربوط به دوره …

ادامه نوشته »