خانه / بایگانی برچسب: طبیعت

بایگانی برچسب: طبیعت

بی‌تو به سامان نرسم

"ننه شاه سلطان" ایل‌تبار بود. به جبر یتیمی و ازدواج زودهنگام بود که یکجانشین شد. سال‌های رو به پیری‌اش ما او را پیرزنی غرغرو می‌دیدیم که بی‌بهانه ناله می‌کرد. سال‌ها طول کشید تا بفهمم درد و ناله‌هایش بخاطر چیزی بجز سردرد و چشم‌درد بود. روح او در چهاردیواری یکجانشینی حبس شده‌بود و با گذشت این‌همه سال، به قواعد و چارچوب آن عادت نمی‌کرد.

ادامه نوشته »

این‌‌گونه بود تعطیلات ما!

عید امسال همه معادلات تغییر کرد. بر اساس محاسبات انجام گرفته برپایه تراکم مهمان‌های سنوات اخیر، تصمیم گرفتیم که برای جلوگیری از هدررفت و صرفه جویی، روز سوم عید میوه و شیرینی بخریم. آن هم با درنظر گرفتن مهمان‌های ثابت که خانواده خودم، همسرم بعلاوه دو سه مهمان که روال هرساله ما بود.

ادامه نوشته »

هفتم: غنود

یک فصل مانده بود تا برادران کارامازوف تمام شود که به آنجا رسیدیم. باغ عدن بود که در چشمانم تکه و پاره می شد. تکه پاره هایش را جمع کردم. چشم اندازی شد در دوردست. در ایوان ، کنار پرتگاه ایستاده بودم در انتظار اشراق ها: تناسل درختان و هسهسه ی شاخه ها. اهمیت خطوط در ذوزنقه ی مرغزار ها. …

ادامه نوشته »