خانه / بایگانی برچسب: محمد حسن شهسواری

بایگانی برچسب: محمد حسن شهسواری

پیچیدگی رمان نمی آفریند

مقدمه فیلم‌های بسیاری را دیده‌ام و رمان‌های بسیاری را خوانده‌ام که به‌نحوی بی‌محابا قدم به شهر گذارده‌اند و زندگی آدم‌ها را روایت کرده‌اند: آدم‌هایی که زندگی‌هایشان در متن رمان به‌گونه‌ای ساده و تصادفی با هم مماس می‌شود. در این قسم قصه‌ها مثلاً یک برخورد در فروشگاه، یک تنه در ایستگاه مترو یا چیزی شبیه همین‌ها، قصه آدم‌ها را به هم …

ادامه نوشته »

سخن دبیر پرونده

به‌تازگی چاپ ششم رمان شب ممکن، نوشته‌ی محمدحسن شهسواری، به همت نشر چشمه به بازار نشر عرضه شده است. با وجود گذشت هشت سال از اولین نوبت چاپ این رمان ۱۶۰صفحه‌ای، هنوز از آن به منزله‌ی یکی از دقیق‌ترین رمان‌های مهندسی‌شده و نمونه‌ی قابل‌دفاع آثار داستانی پست‌مدرن در زبان فارسی یاد می‌شود.

ادامه نوشته »

پست‌مدرنیته‌ی ممکن ایرانی

شب ممکن یک رمان ۱۶۰صفحه‌ای پست‌مدرن ایرانی است، یک کل که نمی‌توان فصولش را به‌دلخواه از هم جدا کرد و هر تکه را به معنی دلخواه خود خواند و هر جا منطبق بر الگوهای ذهنی ما از پست‌مدرنیته بود، آفرین گفت و از دیگر نقاطش ایراد گرفت.

ادامه نوشته »

پنج روایت معتبر از نسبیت حقیقت

اولین سؤالی که بعد از خواندن آخرین کلمه‌ی شب ممکن و بستن کتاب به ذهنم رسید این بود که کدام واقعیت در ذهن نویسنده حقیقت اصلی بوده. اصلاً حقیقتی بوده؟ یا شاید بهتر باشد بگویم بین همه‌ی روایت‌های تخیلی نویسنده، کدام تخیل نزدیک‌تر است به تخیل نویسنده؟ مسلماً آنچه در همه‌ی داستان‌های بی‌فرجام رمان به‌چشم می‌خورد عدم قطعیت است.

ادامه نوشته »

داستان در آینه‌ی هزارتکه

در رمان شب ممکن با یک روایت واحد با پنج راوی مختلف روبه‌رو هستیم: سه راوی درگیر ماجرا، یک راوی دانای کل که زیاد هم دانای کل نیست و یک راوی اصلی و بی‌طرف. داستان در پنج فصل تعریف می‌شود که می‌توان هر فصل را جداگانه مورد مداقه قرار داد و در نهایت کل اثر را نقد کرد. در فصل اول، شاهد …

ادامه نوشته »

بیش‌ترین مجوز کتاب‌هایم را در دوره‌ی آقای صفار هرندی گرفتم که سخت‌ترین دوران بود.

شب ممکن روایت‌های موازی را نشان می‌دهد. در آخر این رمان، نگاه راوی باید به یک نوع مهربانی و تساهل تبدیل شود. باید به این نتیجه برسیم که روایت هیچ کدام از ما نسبت به دیگری برتری ندارد. شاید روایت ما را آن مهری که به خودمان و به دیگران می‌ورزیمم جذاب‌تر می‌کند، نه لزوماً حقیقی‌تر.

ادامه نوشته »

تنهایی اجتناب‌ناپذیر یک نسل

چکیده رمان روایتِ نسلی ا‌ست که با گذشته و حال و آینده‌اش دست‌به‌گریبان است. عده‌ای این رمان را نقد تاریخ روشنفکری دهه‌های چهل و پنجاه دانسته‌اند، اما نویسنده داستانش را نه نقد، که روایت بی‌طرفانه‌ی دورانی سپری‌شده می‌داند. حتی برای رعایت این بی‌طرفی، برخی جملات را ــ به گفته‌ی خود ــ برای نرنجیدنِ چهره‌های مشهور و ادبی آن نسل، حذف کرده است.

ادامه نوشته »