خانه / بایگانی برچسب: نوده

بایگانی برچسب: نوده

هفتم: غنود

یک فصل مانده بود تا برادران کارامازوف تمام شود که به آنجا رسیدیم. باغ عدن بود که در چشمانم تکه و پاره می شد. تکه پاره هایش را جمع کردم. چشم اندازی شد در دوردست. در ایوان ، کنار پرتگاه ایستاده بودم در انتظار اشراق ها: تناسل درختان و هسهسه ی شاخه ها. اهمیت خطوط در ذوزنقه ی مرغزار ها. …

ادامه نوشته »