خانه / بایگانی برچسب: یادداشت

بایگانی برچسب: یادداشت

قصه خنده‌ها و گریه‌ها

دقیقاً یادم نمی‌آید دکتر محمد حسین پاپلی یزدی را از چه سالی شناخته‌ام، اما این را به یاد دارم که وقتی از آغاز سال ۱۳۶۰ تصمیم گرفتم روی قنات‌های ایران و جهان کارهای فنی و علمی انجام دهم، اسم دکتر پاپلی در مقاله‌ها و مباحثه‌های شخصی درباره قنات بارها به گوشم خورده است. از اسم کتاب خوشم نیامد وقتی برای …

ادامه نوشته »

شازده چهار هزار ساله!

پیرمرد تاکسی را نگه می‌دارد و به دختر می‌گوید: «آخر همین کوچه را که می‌بینی، می‌رسی به میدون.» دختر با هزار ادا و اطوار کیفش را روی دوشش می‌گذارد و بعد از باز کردن در تاکسی می‌گوید: -من گفتم میدون هفت تیر، شما هم گفتی سوار شو. این‌جا که میدون هفت تیر نیست. -چند قدم بیشتر نیست. شما جوونی ماشالله. …

ادامه نوشته »

پنجاه سال با جنّتی عطایی

سکانس بیست و ششم. دی ۱۳۷۲٫ کاشان زیاده عرضی نیست، ممنوعیت داشتن دستگاه پخشِ ویدئو برداشته شده است، با خیال راحت نوار “وی اچ اس” را داخل دستگاه می‌گذارم و صدایی رسا می زند زیر آواز: مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران مردم همیشه مردم، ایران همیشه ایران[۱] سکانس بیست و هفتم. خرداد ۱۳۷۳٫ رشت پرده اتاق در باد به …

ادامه نوشته »

پنجاه سال با جنّتی عطایی

  سکانس اول. شهریور ۱۳۴۷٫ شیراز پدربزرگ پیچ رادیو را می‌چرخاند و بر‌می‌گردد سرجایش و تکیه می‌دهد به پشتی. با صدای ترانه‌ای که در حال پخش شدن است، پدربزرگ به فکر فرو می‌رود. از چهره‌اش می‌شود فهمید در حال مرور خاطراتی است که سال‌ها از آن گذشته. با اینکه تصاویرِ گنگی به یاد می‌آورم امّا مطمئنم پدربزرگ خاطرات واضحی از …

ادامه نوشته »

یک مشرک مدرن در خانه‌ی پیامبر

داستان ما مسلمانان و زندگی در عالم مدرن، هر روز ماجرایی دارد. مسلمانیم و در جهانی سنت‌زده بزرگ شده‌ایم. از سالیان پیش وارد دنیایی شده‌ایم که ارزش‌های آن چندان با مزاج و مذاقمان سازگار نیست. رفته رفته بعضی از ما ارزش‌های دنیای جدید را ارزشمند یافتیم و دیدیم که چندان هم بیراه نیستند و بلکه بعضی از تصورات گذشته‌ی ماست …

ادامه نوشته »

خودکشی نویسندگان(۱)

روز دوم تیر ماه سال جاری، خبر ناگهانی خودکشی «کورش اسدی» جامعه‌ی ادبی را در بهت و غم فروبرد؛ گرچه این دست اخبار برای اهالی ادبیات تازگی ندارد. کافی‌ست به اردیبهشت سال ۱۳۷۵ برگردیم؛ وقتی «غزاله علیزاده»، نویسنده‌ی رمان «خانه‌ی ادریسی‌ها»، بعد از سال‌ها تحمل بیماری سرطان و دوبار خودکشی ناموفق در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز …

ادامه نوشته »

دور از هیاهوها

سید حسن حسینی به همراه دوستانش _که ستاره‌های ادبیات و هنر نسل انقلاب بودند_ از حوزه‌ی هنری رفت و پس از انتشار مجموعه‌ی عاشورایی ارجمند و جریان‌ساز «گنجشک و جبرئیل» که محصول همان سال‌ها بود ولی در سال ۱۳۷۱ منتشر شد، تا سال‌ها مجموعه شعر دیگری منتشر نکرد. گنجشک و جبرئیل آخرین کتاب تأثیرگذار سید حسن حسینی بود. با گسست …

ادامه نوشته »

کتاب‌فروشی‌ عزیز من

یکی از اقوام دور ما انباری عجیب و غریبی دارد. از دل آن خیلی چیزها می‌شود بیرون آورد که برای خودشان عتیقه‌ای است. در یکی از آخرین نوبت‌هایی که رفته بودم خانه‌شان و توانستم راضی‌اش کنم سری بزنیم به آن انباری عجیب و غریب، چشمم خورد به یک دستگاه ویدئوی قدیمی یا همان ویدئوهای نوار کوچک. آوردیمش بیرون و بردیم …

ادامه نوشته »